برگردان به زبان ساده
عاشقانیم، به ما طعنه ی دیگر خود نیست
گر بود دامن ما پاره، ولی تر خود نیست
هوش مصنوعی: ما عاشقانی هستیم که به ما زخم زبان نمیزنند. اگرچه لباسمان پاره باشد، اما خودمان را در دل نازک نمیکنیم.
نتوانیم ز انصاف گذشت ای زاهد
سبحه هرچند عزیز است، چو ساغر خود نیست
هوش مصنوعی: هرچند که تسبیح تو بسیار ارزشمند است، اما ما نمیتوانیم از انصاف بگذریم و اگر شراب در دست ما نباشد، این ارزش فایدهای نخواهد داشت.
همره نامه فرستم دل خود را سویش
خون او سرختر از خون کبوتر خود نیست
هوش مصنوعی: من نامهای برای او میفرستم و دل خود را به سوی او میفرستم، زیرا خون او از خون کبوتر خودم سرختر است.
تنگدستان محبت ز کجا، زر ز کجا
سر و جان در ره یار است ولی زر خود نیست
هوش مصنوعی: دردمندان و کمدرآمدها از کجا میتوانند محبت کنند، در حالی که پول و ثروت از کجا بهدست میآورند؟ جان و دل آنها در راه محبوب است، اما خود ثروتی ندارند.
ز آشنایان تو ای آب بقا در عالم
خبر از خضر نداریم [و] سکندر خود نیست
هوش مصنوعی: ای آب بقا، ما از آشنایان تو در این دنیا خبری از خضر نداریم و سکندر هم که خود او نیست.
وصل معشوق کسی را چو دهد دست سلیم
چه زیان است در اسلام، برادر خود نیست
هوش مصنوعی: اگر کسی در حالتی پاک و خالص به وصال معشوق برسد، هیچ آسیب و ضرری متوجه او نیست، حتی اگر در دین اسلام هم این موضوع زیر سوال برود، چون او برادر خودش را نمیبیند.