برگردان به زبان ساده
ز عشقم به هر محفل افسانه ای ست
ز اشکم به هر گوشه ویرانه ای ست
هوش مصنوعی: از عشق من هر جایی داستانی دارد و از اشک من در هر گوشهای ویرانی و نابسامانی وجود دارد.
ز شمعی چمن را صبا مژده داد
که هر برگ گل، بال پروانه ای ست
هوش مصنوعی: از شعلهای در شمع، نسیم به چمن اعلام کرد که هر گلبرگ مانند بال پروانهای است.
به صیادی افتاده کار دلم
که در دام او هر گره دانه ای ست
هوش مصنوعی: دل من به چنگ صیادی گرفتار شده است و هر چیزی که به دستش بیفتد، مثل دانههایی است که در دام او قرار میگیرد.
به میخانه ای راهم افتاده است
که هر شیشه ی او پریخانه ای ست
هوش مصنوعی: به مکانی میروم که هر بطری آن، عواطف و احساسات سرکوبشده را به نمایش میگذارد.
جنونم به زنجیر شوقی فکند
که هر حلقه اش چشم دیوانه ای ست
هوش مصنوعی: دیوانگی من به خاطر شوقی است که من را در زنجیری قرار داده، و هر حلقه این زنجیر نماد چشمی است که از عشق میبیند.
سلیم از کسی رسم همت مجوی
که چون کیمیا این هم افسانه ای ست
هوش مصنوعی: از کسی که همت و ارادهاش را به نمایش میگذارد، انتظار نداشته باش که مانند طلای کیمیا واقعی باشد، چرا که او هم فقط داستانی بیش نیست.