برگردان به زبان ساده
هما به طالع من بال و پر ز بوم گرفت
نسیم گل به رهم عادت سموم گرفت
هوش مصنوعی: هما که نماد خوشبختی و سعادت است، به دلیل سرنوشت خوب من از زمین پرواز کرد و نسیم ملایم گلها به راه من آمده است، در حالی که عادتهای بد و ناگوار مانند سموم مرا احاطه کردهاند.
به روز حشر ترا دادخواه چندان نیست
که دامن تو توانم در آن هجوم گرفت
هوش مصنوعی: در روز قیامت، تعداد افرادی که از تو شکایت خواهند کرد، آنقدر زیاد است که نمیتوانم دامن تو را در آن جمعیت فشرده نگهدارم.
چو عزم غارت من کرد، اول از دستم
جنون عشق تو سررشته ی رسوم گرفت
هوش مصنوعی: وقتی تصمیم به تصاحب قلب من گرفت، در آغاز عشق به تو تمام عقل و تدبیرم را تحت تأثیر قرار داد.
فروغ حسن تو هرجا که زور پنجه نمود
ز سنگ، آینه ی آب را به موم گرفت
هوش مصنوعی: نور زیبایی تو در هر کجا که احساس قدرت کرد، آینه آب را به مانند موم نرم و انعطافپذیر کرد.
سلیم، مانع آه دلم نشد ناصح
چگونه روزن مجمر توان به موم گرفت؟
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر به این موضوع میپردازد که نصیحت و پند سلیم (درست و صحیح) نتوانسته است مانع احساس درد و اندوه دل او شود. او میپرسد چگونه میتوان به وسیله یک روزنهی کوچک (که ممکن است نماد امید یا نجات باشد) از مجمر (محل آتش) به موم (که نماد نرمش و تغییرپذیری است) دست پیدا کرد؟ به طور کلی، این جملات نشاندهندهی تضاد میان نصیحتهای منطقی و احساسات عمیق شخص است.