برگردان به زبان ساده
نوای مرغ شباهنگ، ناله ی نی ماست
ستاره ی سحر ما پیاله ی می ماست
هوش مصنوعی: صدای پرندهای به نام شباهنگ، شبیه به نالهای است که ما داریم. ستارهای که در سحر می درخشد، همچون جام مِی ماست.
نمانده قاعده ی تازه ای، پیاله بگیر
که آنچه کهنه به عالم نمی شود می ماست
هوش مصنوعی: دیگر در زندگی قاعده جدیدی وجود ندارد، پس پیاله را بردار و بنوش، چرا که آنچه کهنه است، هرگز در عالم تغییر نمیکند، مانند شراب که همیشه هست.
چه شد اگر به غریبی کنیم یاد وطن
که در قبیله سماع از نوای یاحی ماست
هوش مصنوعی: چه اتفاقی میافتد اگر در دوری از خانه، به یاد وطن بپردازیم، در حالی که صدای شادت مایه سرور ماست؟
ستاره نیست همین خصم ما، که همچون صبح
همیشه تیغ به کف آفتاب در پی ماست
هوش مصنوعی: این شخص دشمن ما نیست، زیرا او مانند ستاره نورانی نیست. او همانند صبح، همیشه با تیغی که در دست آفتاب دارد، در تعقیب ماست.
سلیم، تی تی مستان هند آخر شد
پیاله گیر که اکنون زمان هی هی ماست
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به نوعی از جشن و شادی اشاره میکند که در آن نوشیدن شراب یا مغزی مفرح رواج دارد. به نظر میرسد که حال و هوای سرمستی و خوشی به او دست داده و او از دیگران میخواهد که لحظه را غنیمت شمارند و در این خوشی و شادی شریک شوند. در واقع، زمان شادمانی و زندگیکردن فرا رسیده و باید از آن بهرهمند شوند.