برگردان به زبان ساده
مشرق خورشید را فیض گریبان تو نیست
دامن گل پاک اگر باشد، چو دامان تو نیست
هوش مصنوعی: خورشید در مشرق، رنگ و نوری ندارد که به تو دستیابی کند؛ چرا که اگر دامن گل پاک وجود داشته باشد، مثل دامن تو نیست.
هر کسی را در طریق دلنشینی پایه ای ست
غنچه ی گل دلکش است اما چو پیکان تو نیست
هوش مصنوعی: هر فردی یک راه خاص و دلنشینی برای خود دارد، مثل غنچهای زیبا که دل را مینوازد، اما اگر تو مانند پیکانی نباشی، آن راه جذابیت خود را از دست میدهد.
می توان دانست پیش خودپسندان چمن
چهچه بلبل بجز وصف زنخدان تو نیست
هوش مصنوعی: میتوان فهمید که در نظر خودپسندان، صدای بلبل در چمن جز توصیف زیباییهای چهرهات نیست.
کشتگان عشق را اعضا نمی ریزد ز هم
لاله زین داغ است کز خیل شهیدان تو نیست
هوش مصنوعی: کسانی که در عشق به شهادت رسیدهاند، بدنهایشان از هم جدا نمیشود. این درد و اندوه مانند گل لالهای است که از فقدان سرداران عشق ناشی میشود.
در تماشای تو داغ حیرت آیینه ام
خاک جای سرمه در چشمی که حیران تو نیست
هوش مصنوعی: در نگاه تو، حیرت و شگفتی مرا آزار میدهد. من مانند آینهای هستم که جای سرمهاش پر از خاک است، چون چشمی که به زیبایی تو نمینگرد، هیچگاه به ارزش تو پی نخواهد برد.
همچو گل بر خود بناز ای دل، که از اهل جهان
منت یک بخیه بر چاک گریبان تو نیست
هوش مصنوعی: ای دل، همچون گلی باش و به خود ببال که از مردم دنیا هیچکس حتی کوچکترین لطفی به تو نمیکند.
این همه معنی رنگین نیست در جایی سلیم
بلبلان را دفتر گل همچو دیوان تو نیست
هوش مصنوعی: این همه معانی زیبا و رنگارنگ در هیچ کتابی به اندازهی دیوان تو وجود ندارد، مانند دفتر گل که در آن سخن از بلبلان صادق است.