برگردان به زبان ساده
ره بیرون شدنم زین چمن از یاد شده ست
سبزه در رهگذرم رشته ی صیاد شده ست
هوش مصنوعی: از این چمن دیگر نمیتوانم خارج شوم و سبزهها در مسیر من به مانند دامهای صیاد شدهاند.
در ره مرغ دلم آنکه نهد دام فریب
خبرش نیست که از دام که آزاد شده ست
هوش مصنوعی: در مسیر پرواز دل من، آن کسی که دام فریب را برای دیگران پهن کرده، خبری از وضعیت او ندارد؛ زیرا نمیداند چه کسی از این دام رهایی یافته است.
نکهت او چو نسیم آورد، از هوش رویم
آتش خرمن ما سوختگان باد شده ست
هوش مصنوعی: عطر و بوی او مانند نسیمی دلنواز است که من را به شدت جذب کرده است، و حالا احساس میکنم آتش سوزانی در دل دارم که همچون خرمن خشکیدهای در وزش باد، بیپناه و آسیبپذیر شدهام.
همچو می لطف و غضب را به هم آمیخته است
آن جفا پیشه ببینید چه استاد شدهست!
هوش مصنوعی: شخصی که به دیگران جفا میکند، به گونهای ماهرانه و هنرمندانه نیکی و بدی را در هم ترکیب کرده است.
کم نشد زمزمه ی جغد ز ویرانه ی ما
در چه روز خوشی این غمکده بنیاد شده ست!
هوش مصنوعی: صدای جغد در خرابههای ما هرگز کم نشده است؛ در چه روز خوشی این مکان غمانگیز ایجاد شده است!
دل چون شیشه ام از بس به جفا خوی گرفت
این زمان سخت تر از بیضه ی فولاد شده ست
هوش مصنوعی: دل من مانند شیشه است که به خاطر بیرحمیها و ناملایمات، به شدت آسیبپذیر شده؛ اما اکنون از آن نیز سختتر و مقاومتر شده است، مانند تخم فولاد.
رفت بر باد فنا، تاج و نگین خسرو
این همه از اثر کشتن فرهاد شده ست
هوش مصنوعی: خسرو با تاج و نگینش به باد فنا رفته است و این همه از تأثیر کشتن فرهاد به وجود آمده است.
می برد تشنه لبم جانب بغداد، سلیم
دم آبی که نصیب از شط بغداد شده ست
هوش مصنوعی: دلم برای سفر به بغداد تنگ شده و با خودم میگویم که چقدر خوب است اگر در این سفر، آب خنکی از رودخانه بغداد نصیبم شود.