برگردان به زبان ساده
من تشنه ی آن چشمه که آبش همه خون است
سرگرم سبویی که شرابش همه خون است
هوش مصنوعی: من به دنباله چشمهای هستم که آب آن تنها خون است و درگیر لیوانی هستم که شراب آن همگی خون است.
مستی که کند عیش ز پهلوی دل ما
تنها نه شرابش، که کبابش همه خون است
هوش مصنوعی: مستی که از دل ما لذت میبرد، فقط به خاطر شراب نیست؛ بلکه طعم کبابی که با خون پیوند دارد، هم در این شادی نقش دارد.
ساقی بده آن جام که چون شهد محبت
از لب چو فرورفت شرابش، همه خون است
هوش مصنوعی: ای ساقی، آن جام را به من بده که وقتی مانند شهد محبت از لبانم پایین میرود، شرابش در جانم ایجاد حس درد و خونریزی کند.
در راه تو بر هر لب جویی که رسیدم
چون جدول زخم دلم آبش همه خون است
هوش مصنوعی: در مسیر تو، هر جا که به جویی رسیدم، مثل جدول زخمهایم، آب آن همگی از خونِ دلم پر شده است.
بر اسب حنا بسته ز نخجیر فکندن
صیاد مرا تا به رکابش همه خون است
هوش مصنوعی: صیاد من را با شلیک تیرش به زمین انداخت و اکنون بر اسبی که حنا بسته، زیر پایش همه جا خون است.
چون موج، سلیم است در انداز کناری
زین بحر که در جام حبابش همه خون است
هوش مصنوعی: مانند موج دریا، آرام و بیخشونت کنارهگیری کن از این دریا، زیرا در ظرف حبابی او، همه چیز تلخی و درد است.