برگردان به زبان ساده
خون دلم چو لاله، آرایش ایاغ است
بوی گل جنونم، مشاطه ی دماغ است
هوش مصنوعی: دل من مانند لالهای است که خون میبارد و زیباییاش به خاطر غم و درد است. بوی گل دیوانگیام هم به نوعی آرایش و زیبایی روح من تبدیل شده است.
خسرو خبر ندارد از درد عشق شیرین
معلوم می توان کرد فرهاد سنگداغ است
هوش مصنوعی: خسرو از رنج عشق خبر ندارد، اما میتوان به راحتی فهمید که فرهاد در آتش عشق سوخته و دیوانه شده است.
ز آشفتگی دلم را سودای ناصحان نیست
طفلان خموش باشید، دیوانه بی دماغ است
هوش مصنوعی: دل من آشفته و بیقرار است و هیچ فکری از نصیحتکنندگان مرا آرام نمیکند. ای کودکان ساکت باشید، زیرا این عاشق دیوانه و بیهواس است.
گر خوب گشت خود هیچ، ور بد شود بسی طعن
شغل سخن گزاری چون خدمت چراغ است
هوش مصنوعی: اگر کار خوبی انجام نشود، عیب ندارد، اما اگر کار بدی صورت گیرد، انتقادات زیادی به وجود میآید. حرفهی سخنوری مانند خدمت کردن به روشنایی است.
نتوان سلیم در عشق همچشم خویش را دید
سوزم که شمع سوزد، داغم که لاله داغ است
هوش مصنوعی: انسانی خالص و بیریا در عشق، مانند چشمان خود نمیتواند بر خود نگاه کند. من داغ میبینم که مانند شمع میسوزم و درد دارم چون لاله که داغی در دل دارد.