برگردان به زبان ساده
همچو لاله روزگارم در قدح نوشی گذشت
حیف ایامی که همچون گل به بیهوشی گذشت
هوش مصنوعی: زندگیام مانند لالهای است که در جام شراب گذرانده شده است. افسوس که روزهایم همچون گلی در خواب و خوابآلودگی سپری شده است.
بعد ازین آتش زبانی را تماشا کن که چیست
سوختم چون شمع، کار من ز خاموشی گذشت
هوش مصنوعی: بعد از این، به آتش زبانی نگاه کن که چه حالتی دارد. من مانند شمع سوختم و دیگر کارم از خاموشی گذشته است.
بی مروت! این که یاد ما ز یادت رفته است
چون فراموشی توان گفت، از فراموشی گذشت!
هوش مصنوعی: بیرحمی! اینکه تو یاد ما را فراموش کردهای، دیگر فقط در حیطهی فراموشی نمیگنجد، بلکه چیزی بیشتر از آن شده است!
جز زمین و آسمان کس رتبه ی ما را نیافت
همچو آن حرف بلندی کو به سرگوشی گذشت
هوش مصنوعی: هیچ کس به اندازهی ما مقام و مرتبهامان را درک نکرده است، مانند آن سخن بلند که به آرامی و در گوش کسی منتقل شد.
جوهر شمشیر ظاهر شد ز عریانی سلیم
نیستم آیینه، عمرم در نمدپوشی گذشت
هوش مصنوعی: چرا که در شفافیت و صراحت، من نمیتوانم خودم را پنهان کنم. سالها عمر من در پوشش و ظاهرسازی سپری شده است، اما حالا حقیقت خود را به وضوح نشان میدهد.