برگردان به زبان ساده
از سایه ی تو سبز سر خاک من بس است
لوح مزار فاخته، سرو چمن بس است
هوش مصنوعی: سایهی تو برای آرامش روح من کافی است و به همین خاطر نیازی به سنگ مزار بزرگ و باغ و چمن ندارم.
شیرین! ز غیرت شکر این پیچ و تاب چیست
پرویز گو مباش، ترا کوهکن بس است
هوش مصنوعی: ای شیرین! از غیرتی که در توست، دلیل این پیچ و تاب چیست؟ پرویز، نگو که تو در برابر آن کوهکن نیازی نداری.
میلم دگر به حسن سیاه و سفید نیست
شوق بنفشه و هوس یاسمن بس است
هوش مصنوعی: میل و رغبت من به زیباییهای سیاه و سفید دیگر نیست. تنها شوق دیدن بنفشه و آرزوی یاسمن برایم کافی است.
خلوت چه احتیاج بود عزلت مرا؟
فانوس وار، خلوت من پیرهن بس است
هوش مصنوعی: چرا به تنهایی و دوری از مردم نیاز دارم؟ مانند فانوسی که در تاریکی میدرخشد، همین که در خلوت با خودم باشم، برای من کافی است.
در غربت از وجود خود آزار می کشیم
ما را همین نمونه ز خاک وطن بس است
هوش مصنوعی: در دوری از وطن، از خودمان رنج میبریم و همین مقدار که از خاک سرزمین خود دور هستیم، برای ما کافی است.
بیگانه باش گو همه عالم به من سلیم
چون خامه آشنایی من با سخن بس است
هوش مصنوعی: اگر همه عالم با من بیگانه باشند، اشکالی ندارد؛ چون من در دل، در سادگی و خلوص هستم. آشنایی من با کلام و سخن، برایم کافیست.