برگردان به زبان ساده
به خاک هند مرا تاب زیستن ز کجاست
که چون حباب مرا زندگی به آب و هواست
هوش مصنوعی: من نمیدانم ریشه زندگی من در کجاست که زندگیام مانند حبابی است که به شدت وابسته به آب و هواست و در سرزمین هند، توانایی زندگی کردن را ندارم.
چنان مدار معاشم ز پهلوی خویش است
که تا فتیله ی داغم ز بندهای قباست
هوش مصنوعی: مواظب زندگیام باش، چون پیوندی عمیق با تو دارم، که حتی اگر دردی در دل داشته باشم، ارتباطم با تو به آن قدرت میبخشد.
گریختن ز جفای زمانه ممکن نیست
کجا رویم که خورشید گردنامه ی ماست
هوش مصنوعی: فرار از مشکلات و سختیهای زمانه امکانپذیر نیست، زیرا هر کجا برویم، سایهی آنها با ما خواهد بود و مانند خورشید، همیشه در کنار ماست.
به چشم اهل کمال آسمان و خورشیدش
به دست طفل دبستان، کتاب شاه و گداست
هوش مصنوعی: برای کسانی که به کمال رسیدهاند، آسمان و خورشید چیزی بیشتر از یک کتاب درسی برای کودکان نیست. این کتاب از داستانهای شاه و گدا پر شده است.
ز ننگ خدمت مخلوق همچو سایه به خاک
فتاده ام، که نگویند پیش خود برپاست
هوش مصنوعی: از شرم خدمت به دیگران، همچون سایهای به زمین افتادهام تا کسی نگوید که همچنان ایستادهام.
نهاده شوق رهی پیش پای من که درو
ز چوب تیر، پر مرغ را به دست عصاست
هوش مصنوعی: شوق و آرزو راهی را در پیش من گذاشته است که در آن، با عصای خود میتوانم پرندهای را که بر روی چوب تیر نشسته، بگیرم.
ز حسن داده ترا روزگار سامانی
که احتیاج تو ای بت همین به نام خداست
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی که داری، روزگار به تو نعمت داده است و احتیاج تو، ای معشوق، همین ذکر نام خداست.
کسی سلیم سلامت نرفت در ره عشق
چه خارها که درین راه شعله را در پاست
هوش مصنوعی: تنها کسی که از مسیر عشق به سلامت عبور کرده، وجود ندارد؛ زیرا در این راه، موانع و مشکلات زیادی وجود دارد که حتی آتش را هم در پای انسان میسوزاند.