برگردان به زبان ساده
خاک راهیم و غبار ما چو آب گوهر است
نخل مومیم و خزان ما بهار عنبر است
هوش مصنوعی: ما از آن خاکیم و غبار ما مثل آب جواهر است. ما مانند درخت نخل هستیم و خزان ما شبیه به بهار عطر خوش عطر است.
از برای کینه ی ما آسمان پیدا شده ست
اختر ما تیره بختان تخم این نیلوفر است
هوش مصنوعی: به خاطر کینهای که از ما هست، آسمان هم تاریک شده است. ستاره ما، ما را که بدبخت هستیم، به مانند تخم یک نیلوفر به حساب میآورد.
در دیار هند، حالم را مپرس ای همنشین
بر سر من موی سرگردان چو دود مجمر است
هوش مصنوعی: ای دوست همنشین، از حال من در سرزمین هند سؤال نکن، چرا که موهای سرم در حالتی آشفته و گرفتار همانند دودی که از آتش برمیخیزد، پراکنده و بینظم است.
احتیاجم کاشکی می بود بر همچون خودی
ای خوش آن ماهی که کار او به آب خنجر است
هوش مصنوعی: کاش احتیاجی به کسی داشتم که شبیه خودم باشد، ای کاش آن کسی که واقعاً میفهمد و درک میکند، در شرایطی بود که کارش با من و احساسات من ارتباط داشته باشد.
در تنم پیراهن ماتم نه تنها رنگ داد
دست من در نیل از فیروزه ی انگشتر است
هوش مصنوعی: تن من پوشیده از پیراهنی است که نشانه ی سوگ و اندوه است؛ نه تنها دستانم به رنگ آبی نیل درآمده، بلکه رنگ فیروزهای انگشتر نیز بر آن تأثیر گذاشته است.
نغمه ی ناخوش کسی تا چند بتواند شنید
تا خر طنبور این مجلس ز چوب عرعر است
هوش مصنوعی: کسی چقدر میتواند آواز ناخوشایند دیگری را بشنود، وقتی که صدای این مجلس بهگونهای است که مانند صدای خر تنبور مینوازد.
گرد و دودی در سواد هند می باشد، ولی
صبح و شام این دیار از گرد و دودش بدتر است
هوش مصنوعی: در هند، گرد و دودی وجود دارد، اما وضعیت این منطقه در صبح و شب از آن گرد و دود بدتر است.
بی نیازان را سخن از طبع خیزد بی نیاز
خاک حرفی را به سر کو تشنه ی آب زر است
هوش مصنوعی: بینیازان به خاطر درون قوی خود، حرفهایی زیبا و دلنشین میزنند، اما افرادی که به چیزهایی نیاز دارند، مانند خاکی هستند که با وجود بیمقداری، همچنان انتظار چیزهای ارزشمند و گرانبها را دارند.
عقل باشد باعث هر غم، که چون لرزد زمین
طفل پندارد مگر گهواره جنبان مادر است
هوش مصنوعی: عقل انسان سبب هر گونه ناراحتی میشود، چون زمانی که زمین بلرزد، کودک فکر میکند که شاید مادرش در حال تکان دادن گهوارهاش است.
حور چون غلمان ندارد پیش زاهد اعتبار
بیشتر صیاد در دنبال طاووس نر است
هوش مصنوعی: حوری که در زیبایی و جذابیت بینظیر است، برای زاهدان ارزش چندانی ندارد. شکارچی بیشتر به دنبال طاووس نر است، زیرا زیبایی آن برایش جذابتر است.
نیست جز خواب پریشان، قسمت مرد حریص
بالش او گرچه همچون مار از خشت زر است
هوش مصنوعی: جز خوابهای آشفته و بیمعنی، نصیب مردی طماع چیزی نیست، حتی اگر بالش از طلا باشد، باز هم مانند مار است.
چون ننالد در چمن قمری، که از شرم قدت
سرو پنهان از نظر چون سایه ی پیغمبر است
هوش مصنوعی: اگر قمری در چمن شکایت نکند، دلیلش این است که به خاطر زیبایی و الگوی ظاهری تو، سرو در حالتی از شرم مخفی شده و همچون سایه پیغمبر در پس تو قرار گرفته است.
همت ما دارد این ویرانه را برپا سلیم
آسمان ها را دو دست ما چو جلد دفتر است
هوش مصنوعی: این ویرانه تحت تلاش و اراده ما احیا میشود. دستهای ما همچون جلد یک کتاب، آسمانها را در بر میگیرند.