برگردان به زبان ساده
در باغ هر گلی ز تو در خون تازه ای ست
هر بید در هوای تو مجنون تازه ای ست
هوش مصنوعی: در هر گوشهی باغ، گلی به یاد تو شکفته و در خونش زندگی تازهای وجود دارد. هر درخت بید در هوای تو شیدای عشق توست و حالتی نوین دارد.
از زلف تا به چند کسی گفتگو کند
وصف خطش کنیم که مضمون تازه ای ست
هوش مصنوعی: چرا کسی تلاش کند درباره زلف و زیبایی او صحبت کند، در حالی که توصیف چهرهاش حرفی تازه و جذاب برای گفتن دارد؟
چون مصرعی ز من شنوی، عزتش بدار
از راه دور آمده، موزون تازه ای ست
هوش مصنوعی: هرگاه شعری از من بشنوی، به آن احترام بگذار، چرا که از راه دور آمده و تازگی و زیبایی خاص خود را دارد.
آشفته ایم ازان خط مشکین، که هر غبار
بر لشکر شکسته شبیخون تازه ای ست
هوش مصنوعی: ما از آن خط زیبا و دلربا به شدت در هم ریخته و پریشانیم، زیرا هر ذره غباری که به لشکر شکستخورده میزند، خود نشانهای از حمله جدیدی است.
آن لب سلیم آب بقا را شهید کرد
خون های خلق کهنه شد، این خون تازه ای ست
هوش مصنوعی: آن لب شیرین، زندگی را به قهری کشت، و خونهای قدیمی مردم رنگ باخت، اینجا خون تازهای جاری است.