برگردان به زبان ساده
هنوزم از هوس عشق، خارخاری هست
به سینه ام ز دل تنگ، غنچه واری هست
هوش مصنوعی: هنوز در دل من از عشق، حسرت و yearning وجود دارد و همچنان در سینهام درد و تنگی احساس میشود، مثل گل غنچهای که هنوز باز نشده است.
جهان همیشه مرا رهگذار معشوق است
ز بس که در پی هر گامم انتظاری هست
هوش مصنوعی: جهان همیشه برای من مانند جادهای است که به سوی محبوب میرود، چون در هر قدمی که برمیدارم، انتظاری وجود دارد.
چه غم ز فتنه ی خیل سکندر و داراست
به کوچه ای که درو طفل نی سواری هست
هوش مصنوعی: نگران فتنه و آشوب سکندر و دارا نباش، چرا که در کوچهای که در آن بچهای وجود ندارد، هیچ نگرانی هم نخواهد بود.
عبث به تربت فرهاد نگذرد شیرین
گمان من، که به آن خسته باز کاری هست
هوش مصنوعی: به نظر من، عبث است که به قبر فرهاد برویم و شیرین را در آنجا جستوجو کنیم، زیرا او هنوز برای فرهاد کاری دارد و از او جدا نشده است.
به دست، خاتم جم داشتن گرانجانی ست
مرا که چون لب خاموش مهرداری هست
هوش مصنوعی: در دست داشتن انگشتری با ارزش و نشانهای از مقام و ثروت برای من سنگین و دردآور است، چرا که در کنار آن، عاشق ساکت و بیچیزی هستم.
چه منت این همه ای آسمان به من داری
مرا به غیر تو هم آفریدگاری هست
هوش مصنوعی: ای آسمان! چرا اینقدر به من لطف داری؟ من را فقط به خاطر خودت آفریدهای و غیر از تو کسی دیگری نیست که مرا بیافریند.
سلیم از دل من داستان وصل مپرس
که نخل موم چه داند که نوبهاری هست
هوش مصنوعی: نپرس از من دربارهی داستان وصال، چون مثل این است که از درخت خرما بپرسی چه میداند از آمدن بهار.