برگردان به زبان ساده
در چمن چون لاله می بیباک میباید گرفت
سایهٔ دستی ولی از تاک میباید گرفت
هوش مصنوعی: در باغ مانند لاله، بدون ترس باید سایهای را که دستی فراهم میکند، گرفت، اما از تاک باید چنگ زدی و آن را به دست آورد.
گر گلابی لایق پیراهنم خواهد کسی
گل ندارد، از خس و خاشاک میباید گرفت
هوش مصنوعی: اگر کسی بخواهد که مرا به پیراهنی گلابی و شایسته بپوشاند، باید از میان خس و خاشاک چیزی پیدا کند، چون گل که نیست.
با جهان سفله افتادهست کار و بار من
همچو دهقان نان مرا از خاک میباید گرفت
هوش مصنوعی: زندگیام در دنیای پست و حقیر گرفتار شده است و مانند یک کشاورز که از زمین خود نان درمیآورد، من نیز باید نیازهای خود را از خاک و کار سخت به دست آورم.
عشق میخواهی، برافشان آستین بر هرچه هست
دامن پاکان به دست پاک میباید گرفت
هوش مصنوعی: اگر عشق میخواهی، باید آستین خود را بالا زدی و هر چیزی را که هست، رها کنی. در این عشق، باید دامن پاکان را با دستانی پاک بگیری.
گر سراغ بوی او خواهی ازین گلشن سلیم
همچو گل از سینهٔ صد چاک میباید گرفت
هوش مصنوعی: اگر میخواهی بوی او را پیدا کنی، باید همچون گلی از دل زخمی و پارهپاره بیرون بیابی و در این باغ پاک جستجو کنی.