برگردان به زبان ساده
درین بساط که نقشی به مدعا ننشست
کسی به پیش نیامد که بر قفا ننشست
هوش مصنوعی: در این وضعیت که هیچ کس موفق به بیان خواستهاش نشد، هیچ کسی هم پیدا نشد که به عقب برگردد و به دنبال هدفش برود.
کدام تخت نشین یک سبق ز عشق تو خواند
که همچو طفل دبستان به بوریا ننشست
هوش مصنوعی: کدام مرفه نشستهای هست که در عشق تو اشتیاق را تجربه نکرده باشد و مانند یک کودک سادهدل به دور از همهی تجملات نشسته باشد؟
ازان چو شعله درین ره به خاروخس غلتم
که خارخار دل من ز خار پا ننشست
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر به شدت از درد و رنجی که در راه عشق و زندگی تجربه کرده صحبت میکند. او مانند شعلهای در میان خار و خس حرکت میکند و این بیانگر سختیها و مشکلاتی است که در مسیرش با آنها روبرو میشود. دل او به اندازهای آزرده و پر از خار و زخم شده که حتی خارهای پایش نتوانسته او را از این مسیر باز دارد. به عبارتی، او همچنان به پیش میرود، با وجود تمام موانع و مشکلات.
به رنگ و بوی مقید مشو چو لاله و گل
به راه سیل، کسی پای در حنا ننشست
هوش مصنوعی: به زیبایی و جذابیت ظاهری چیزی وابسته نشو، مثل لاله و گل که به خاطر زیباییشان در مسیر سیل نمیایستند. هیچکس نمیتواند در این شرایط محدود بماند.
به گوشه ای بنشین و ز نفس ایمن شو
ز سگ خلاص نگردید تا گدا ننشست
هوش مصنوعی: در یک گوشه آرام بگیر و از نفس خود آسوده باش، تا زمانی که از شر بیحرمتی و دلبستگیهای بیفایده رها نشوی.
به راه شوق چو برخاستی، دگر منشین
نشد به خاک برابر، غبار تا ننشست
هوش مصنوعی: وقتی که با شوق و اشتیاق قدم به راه گذاشتی، دیگر در جایی نایست و منتظر نشده و به زمین نچسب، تا زمانی که غبار نشسته باشد.
به دل هزار تمنا ز وصل او داریم
کسی به راه بتان در ره خدا ننشست
هوش مصنوعی: ما در دل آرزوهای زیادی برای وصال او داریم، اما هیچکس در مسیر عشق معصومانه قدم نگذاشته و به دنبال بتان نرفته است.
کدام روز مرا سایه ای به سر انداخت
که همچو تیغ به فرقم پر هما ننشست
هوش مصنوعی: کدام روز بر من سایه ای افتاد که مانند تیغی بر سرم ننشست و آرامش نیافتم.
شکسته پایی ازو در طریق عشق آموز
به راه شوق کسی همچو نقش پا ننشست
هوش مصنوعی: شخصی که در مسیر عشق دچار شکست و ناامیدی شده، نباید انتظار داشته باشد که دیگران به سادگی و با آرامش به دنبال عشق بروند. در واقع، عشق و شوق به این سادگی نیست که بتوان آن را صرفاً از روی نشانهها و یا رفتارهای دیگران فهمید.
فضای هند ز بس تنگ عرصه بود سلیم
نشست نقش من، اما به مدعا ننشست
هوش مصنوعی: هوا و محیط هندوستان به قدری تنگ و محدود بود که سلیم نتوانست جای خود را به راحتی پیدا کند و در عین حال اثری از خودش به جای گذاشت، اما نتوانست به خواستهاش برسد.