شمارهٔ ۱۰۵
سلیم تهرانی
»
دیوان اشعار
»
غزلیات
»
شمارهٔ ۱۰۵
با رسوم جهان دلم جنگی ست
خارج ساز من خوش آهنگی ست
ماتم و سور این جهان خراب
گریه ی مست و خنده ی بنگی ست
شعله با آه من اگر خود را
نسبتی می کند، ز یکرنگی ست
عجز و زاری ست کار اهل نیاز
که درین ره، حنای پا، لنگی ست
چرخ را طبع روشن تو سلیم
همچو آیینه در کف زنگی ست
شمارهٔ ۱۰۴: شورش مغز جنون نالهٔ مستانهٔ ماست
شمارهٔ ۱۰۶: کسی که قسمت او غیر بینوایی نیست
اطلاعات
وزن:
فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
قالب شعری:
غزل
منبع اولیه:
چکامه
تعداد ابیات:
5
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
با رسوم جهان دلم جنگی ست
خارج ساز من خوش آهنگی ست
هوش مصنوعی: دل من با اصول و قوانین این دنیا در تضاد است، اما نیاز دارم که شرایط را تغییر دهم و به چیزی دلنشین و زیبا برسم.
ماتم و سور این جهان خراب
گریه ی مست و خنده ی بنگی ست
هوش مصنوعی: این دنیا مملو از غم و شادی است، به طوری که گریههای انسانهای محزون و خندههای آدمهای شاداب به هم میآمیزد.
شعله با آه من اگر خود را
نسبتی می کند، ز یکرنگی ست
هوش مصنوعی: اگر شعلهای با آه من مرتبط باشد، به خاطر صداقت و یکرنگی من است.
عجز و زاری ست کار اهل نیاز
که درین ره، حنای پا، لنگی ست
هوش مصنوعی: کسانی که نیازمند هستند، باید تنها به زاری و درخواست اکتفا کنند؛ زیرا در این مسیر، تلاش و دقت تنها با وجود مشکلات و نقصها همرا است.
چرخ را طبع روشن تو سلیم
همچو آیینه در کف زنگی ست
هوش مصنوعی: تو از نظر روشن و پاکی مانند آینهای هستی که در دست کسی زنگزده قرار گرفته است.