برگردان به زبان ساده
عشق او در وادی من فکرها بسیار داشت
سوخت خاشاکم، وگرنه شعله با او کار داشت
هوش مصنوعی: عشق او در دلم افکار و احساسات زیادی را به وجود آورد و باعث شد که من مثل خاشاک بسوزم. اگر عشق او نبود، آتش هیچ تأثیری در من نداشت.
در بساط این گلستان یک گل بیخار نیست
بر گل دیبا اگر پهلو نهادم، خار داشت
هوش مصنوعی: در این گلستان هیچگاه گل بدون خار وجود ندارد. حتی اگر گلی با شکوه و زیبا در کنار گلی دیگر قرار گیرد، باز هم دارای خارهایی خواهد بود.
هرچه دیدم، در ره شوقش سماع انگیز بود
نعرهٔ شیر از نیستان، شور موسیقار داشت
هوش مصنوعی: هر چیزی که دیدم در مسیر عشق او، جذاب و شگفتانگیز بود. صدای نعره شیر از نیستان، همچون نغمهای دلانگیز از یک موسیقیدان بود.
عقل نتوانست منع عشق غارتگر کند
خانهٔ ما پاسبان از صورت دیوار داشت
هوش مصنوعی: عقل نتوانست مانع عشق شود که ما را غارت کند، ولی خانهمان نگهبانی از دیوار دارد که به زیبایی آن است.
آنکه کاری غیر گلچینی به عمر خود نکرد
دیدم او را کز چمن میرفت و مشتی خار داشت
هوش مصنوعی: کسی را دیدم که در تمام عمرش تنها به انتخاب چیزهای خوب و زیبا پرداخته و هیچ کار دیگری نکرده بود. او حالا از میان گلها میگذشت و در دستش چند خار داشت.
رفت تخت او به باد حادثات آخر سلیم
گرچه از ایام، جم انگشتر زنهار داشت
هوش مصنوعی: تخت سلطنت او به خاطر حوادث ناگوار به باد رفته است. هرچند آخرین روزهای زندگیاش، سلیم (عادل) بود و از روزگار خود درخشش و قدرتی چون انگشتر جمشید (نماد قدرت و ثروت) داشت.