برگردان به زبان ساده
گردون مباد آن که بیایی به خواب ما
اول ربود خواب ز چشم پر آب ما
هوش مصنوعی: ای کاش آسمان آن باشد که تو به خواب ما نیایی، چون ابتدا خواب چشم پر از اشک ما را دزدیدهای.
نه از رموز عشق همین آگه است دل
بس گنجها که هست نهان در خراب ما
هوش مصنوعی: دل ما تنها به رازهای عشق آگاه نیست، بلکه گنجینههای زیادی در وجود ما نهفته است که در ویرانیها و مشکلات زندگی پنهان شدهاند.
یا سوی بزم ماست روان یا به سوی غیر
تا از کدام گشته فزون اضطراب ما
هوش مصنوعی: یا به طرف مهمانی ما میآید یا به سمت دیگر، تا مشخص شود که چه چیزی باعث شده است این نگرانی ما بیشتر شود.
چون بیندم به فکر امل عمر گویدم
مشکل که با درنگ تو سازد شتاب ما
هوش مصنوعی: وقتی به تو فکر میکنم، عمرم را به خاطر میآورم و میفهمم که این انتظار و تردیدهای تو چه مشکلاتی برای سرعت بخشیدن به کارهایم ایجاد کرده است.
در بزم عشق شاهد ما ساقی دل است
کز خون خویش کرده به ساغر شراب ما
هوش مصنوعی: در مجلس عشق، آن کسی که به ما توجه دارد و به ما شراب میدهد، دل خود را فدای ما کرده است و از خون خود برای تهیه این شراب استفاده کرده است.
کمتر ز ذره ای به نظر آید آفتاب
آنجا که پرتوی فگند آفتاب ما
هوش مصنوعی: آفتاب در جایی که نورش را پخش کرده است، کمتر از یک ذره به نظر میرسد.
دیدار او به جلوه زهر سوی بی حجاب
مائیم آنچه پیش نظر شد حجاب ما
هوش مصنوعی: ما در دیدار او، به زیبایی و بدون پوشش هستیم؛ اما آنچه که در نظر دیگران قرار دارد، پردهای است که ما را از او جدا میکند.
نبود زمان روز حساب آنقدر (سحاب)
تا کس رسد به جرم فزون از حساب ما
هوش مصنوعی: در تماشای روز حساب، زمانی برای سنجش وجود ندارد، تا جایی که هیچکس نتواند به اندازهی گناههای ما برسد.