برگردان به زبان ساده
خضر آب زندگی خواست من وصل یار جانی
کاین عیش جاودان به زآن عمر جاودانی
هوش مصنوعی: خضر (نماد دانایی و زندگی جاودان) خواست که به من آب زندگی بدهد. من خواستار وصل یار و محبوبی هستم که این زندگی ابدی و پایدار، ارزشمندتر از عمر طولانی است.
در لعل یار پیداست پیوسته بی کم و کاست
اسکندر آنچه میخواست از آب زندگانی
هوش مصنوعی: در زیبایی و دلخواه یار، همواره به وضوح و بدون هیچ کم و کاستی دیده میشود. اسکندر، برای بدست آوردن آب حیات، هر آنچه را که میخواست به دست آورد.
تا نه زرنگ زردم آگه شوی ز دردم
از خون دیده کردم رنگ خود ارغوانی
هوش مصنوعی: تا زمانی که از درد و رنج من آگاه نشوی، نتوانی بفهمی که چقدر از غم و اشک، چهرهام به رنگ ارغوانی درآمده است.
گفتا: چو دادم آن را از بهر بوسه جان را
کس گنج رایگان را داده است رایگانی
هوش مصنوعی: گفت: وقتی که برای بوسه جانم را فدای آن کردم، کسی گنجی را که بیدریغ و بیهزینه به دست میآید، به من داده است.
گرچه ز جور جانان شادند خسته جانان
اما به ناتوانان رحم آر تا توانی
هوش مصنوعی: اگرچه محبوبان از ظلم و سختیهایی که میکشند شاد هستند، اما تو ای نیکوکار، به افراد ضعیف و ناتوان رحم کن، هر زمان که توانستی.
وصلش چو نیست تقدیر بیحاصلست تدبیر
یابد چه گونه تغییر تقدیر آسمانی
هوش مصنوعی: اگر وصل معشوق مقدر نشده باشد، تمام تدبیرها و تلاشها بیفایده است. چه میتوان کرد که تغییر در مقدر آسمانی امکانپذیر نیست؟
آن لب چو لعل نابست درج در خوشابست
چون دیده ی (سحاب) است دایم به در فشانی
هوش مصنوعی: آن لب مانند لعل ناب است و در کنار خوبیها قرار دارد، همچون چشمان سحاب که همیشه در حال ریزش و بارش است.