برگردان به زبان ساده
یار من یار کسی گشته و دلدار کسی
چه شدی گر نشدی یار کسی یار کسی
هوش مصنوعی: عزیز من، تو دیگر یار کسی شدهای و عشق کسی را در دل داری. پس چرا اگر به کسی که میخواهی تبدیل نشدهای، یار کسی دیگر شدهای؟
خار خاریش نه زین خار که بر دل دارم
که نرفته است به پای گل من خار کسی
هوش مصنوعی: او میگوید که درد و رنجی که از خارهایی در دلش دارد، بیشتر از خاری است که به شکل ظاهری به آن اشاره میشود. چون خار دیگری در دلش وجود دارد که او را آزار میدهد و هیچچیزی نمیتواند با آن دردش مقابله کند.
نکند ار چه دلزار من آزار کسان
که دل آزرده نگشته است ز آزار کسی
هوش مصنوعی: مبادا من که دلزخم دارم، دیگران را هم آزرده کنم، چرا که هیچکس نباید از کسی آزرده خاطر شود.
دیده دیدار کسی دیده که الحق نسزد
که دگر باز کنم دیده بدیدار کسی
هوش مصنوعی: چشمی که یکبار زیبایی و دیدار شخصی را دیده، شایسته نیست که دوباره به دیدن کسی دیگر باز شود.
ماه روی تو بود شمع فروزنده و حیف
که نشد روشن از آن شمع شب تار کسی
هوش مصنوعی: چهره دلفریب تو مانند شمعی روشن است، اما افسوس که این روشنی نتوانسته در دل شب تار کسی را روشن کند.
کرد مشکل بسر کوی کسی رشک رقیب
کار ما را که به ناکس نفتد کار کسی
هوش مصنوعی: در کوچه و محلهی کسی به راحتی به کارهای او حسادت کردند، اما کار ما به قدری بیعیب و نقص است که به دست افرادی نالایق نخواهد افتاد.
قدر در رونق گوهر بشکستند (سحاب)
کلک در پاش تو و لعل گهربار کسی
هوش مصنوعی: در زمانهای که ارزش سنگهای قیمتی را درک کردند، قطرات باران به زمین افتادند و گویی بر روی تو و سنگهای قیمتی باارزش دیگران قلمزنی کردند.