برگردان به زبان ساده
به زلف او همه دلهای دل فگاران بین
به بی قرار دگر جای بی قراران بین
هوش مصنوعی: به موهای او نگاه کن که چگونه دلهای عاشقان را به خود مشغول کرده است. به بیقراری آنها توجه کن و ببین که چگونه جایگاه بیقراری برای عاشقان است.
چو بزم وصل بود گو مباد گشت چمن
به جای عارض گل روی گلعذاران بین
هوش مصنوعی: وقتی که در جشن وصال حضور داریم، چیز دیگری اهمیت ندارد. حتی اگر باغ به جای زیبایی چهره گلها پر شود، باز هم تماشای محبوبان را باید ببینیم.
به بی وفائی یار و به بی ثباتی عمر
گواه عهد گل و موسم بهاران بین
هوش مصنوعی: به عدم وفاداری معشوق و ناپایداری زندگی نگاه کن، که نشانههایش در زمان گل و فصل بهار نمایان است.
به گلشن آی و ز شوق عذار همچو گلت
هزار ناله زهر گوشه از هزاران بین
هوش مصنوعی: به باغ بیایید و از شادی چهرهات مثل گل، هزار نغمهٔ زیبا بسازید که از هر گوشه، هزاران سرود به گوش برسد.
اگر ندیده ای از زلف خویش تیره تری
به تیره روزی ما تیره روزگاران بین
هوش مصنوعی: اگر تو زلف خود را ندیدهای، تیرهتر از آن را در روزهای سخت و بدی که ما داریم، ببین.
وفاست چون گنه ما خوشست عفو اما
به زیر تیغ امید گناه کاران بین
هوش مصنوعی: وفای او چون گناه ما خوشایند است، اما عفو او در زیر تیغ امید به خطاکاران نگاهی دارد.
جدا ز ماه رخ آن نگار همچو سحاب
روان ز چشم (سحاب) اشک همچو باران بین
هوش مصنوعی: چهره آن معشوق از ماه نیز زیباتر است، و اشکهای او مانند ابرهای بارانزا از چشمانش میریزد.