برگردان به زبان ساده
مدعی را کرد یار خویشتن
تا کنم من فکر کار خویشتن
هوش مصنوعی: دوست من به گردن خود را به حریف داد تا من بتوانم به فکر کارهای خود باشم.
به که ندهم وعده ی وصلش به خویش
تا نباشم شرمسار خویشتن
هوش مصنوعی: به چه کسی میتوانم قول ارتباط با او را بدهم، اگر خودم احساس نکنم که لیاقت آن را دارم و شرمنده خودم بشوم؟
همنشینی با سگ کویش کنم
تا فزایم اعتبار خویشتن
هوش مصنوعی: من با سگ کوی خود نشستم تا به این وسیله اعتبار و ارزش خود را افزایش دهم.
غیر چون دیدم به بزمت با رقیب
بستم از کوی تو بار خویشتن
هوش مصنوعی: وقتی دیدم در مهمانی با رقیب هم صحبت شدم، از خیابان تو بار و بار خودم را بسته و به سمت دیگر رفتم.
گه نشانم آتش سوزان دل
زآب چشم اشک بار خویشتن
هوش مصنوعی: گاهی قلبم مانند آتشی سوزان میسوزد و این آتش را با اشکهای خودم از چشمانم خاموش میکنم.
گه ز آه شعله بار خود کنم
چاره ی شبهای تار خویشتن
هوش مصنوعی: گاهی با گدازههای آه خود، برای شبهای تاریک زندگیام راه حلی پیدا میکنم.
از برم دل رفت و بر چشمم نهاد
اشک خونین یادگار خویشتن
هوش مصنوعی: دل من از نزد من دور شده و بر چشمانم اشک بالای خونین نشسته است که یادآور خودم است.
دور از آن رو کرده بس گلها (سحاب)
ز اشک خونین در کنار خویشتن
هوش مصنوعی: به دور از چهره آن محبوب، گلها به خاطر اشکهای خونی که در کنار خود دارند، پژمرده و غمگین شدهاند.