برگردان به زبان ساده
آنکه مانند تواش یار دل آزاری هست
چون منش دیده خون بار و دل زاری هست
هوش مصنوعی: آن که مانند تو دوست و یار دارد، ولی به دل دیگران آسیب میزند، همچون من چشمش پر از اشک و دلش filled with sorrow است.
نازم آن چشم فریبنده بیمار تو را
که بهر گوشه ز هجرش دل بیماری هست
هوش مصنوعی: من به زیبایی آن چشمان فریبندهات علاقهمندم که به خاطر کاستیهای دوریات، دل من هم حال خوشی ندارد.
دورم از خود کنی و شادم از اینرو که شود
از تو ثابت که بعالم گل بیخاری هست
هوش مصنوعی: من از خودم دور هستم و از این موضوع خوشحالم، زیرا میدانم که در دنیای تو، حتی یک گل هم بدون خار وجود ندارد.
چه بخوانی چه برانی من و خاک در تو
کافرم گر بجهان غیر توام یاری هست
هوش مصنوعی: من در هر حالتی به تو وابستهام؛ حتی اگر مرا طرد کنی یا به من بیتوجهی کنی. من به تو و وجودت ایمان دارم و هیچ مددکاری جز تو در این دنیا برای من نیست.
مدعی گوی به بیند دو رخ خوب تو را
گر بشق القمر احمدش انکاری هست
هوش مصنوعی: مدعی، به دیگران بگو که اگر بخواهی زیبایی دو چهرهی خوب تو را ببینی، نمیتوانی آن را انکار کنی حتی اگر بشقاب قمر هم به دست داشته باشی.
ناصحم گفت کند عشق ز هر کارت باز
بگمانش که بجز عشق مرا کاری هست
هوش مصنوعی: دوست من گفت که عشق باعث میشود که از هر چیزی دست بکشی؛ او به گمانش میگوید که غیر از عشق من هیچ کار دیگری ندارم.
تا ابد زنده توان بود به آثار نکو
آن نمرده است کز او اسمی و آثاری هست
هوش مصنوعی: آثار خوب و ماندگار میتواند انسان را برای همیشه زنده نگه دارد؛ زیرا حتی بعد از مرگ، نام و آثار او باقی میماند.
روز خوش نیز تو در خواب نخواهی دیدن
ای که شب از ستمت دیده بیداری هست
هوش مصنوعی: اگر در طول روز خوشی را نخواهی دید، بدان که شب به خاطر ظلم تو، چشمانم بیدار ماندهاند.
چون توانی بکن آنروز که نتوانی یاد
کز پی روز سپید تو شب تاری هست
هوش مصنوعی: زمانی که به انجام کاری قادر نیستی، به یاد داشته باش که پس از روزهای روشن، شبهای تاریک نیز وجود دارد.
نیست در دست تو گر درهم و دینار صغیر
به ز گنج گهرت دفتر اشعاری هست
هوش مصنوعی: اگرچه ممکن است در دست تو پول و ثروت کمی باشد، اما از گنجی بزرگتر که همان دفتر اشعار توست، بسیار ارزشمندتر است.