برگردان به زبان ساده
غم چندی بدل زار بغم مدغم ماست
ساقیا باده بیاور که دوای غم ماست
هوش مصنوعی: غم و اندوه ما بسیار است و دل ما به خاطر این غمها زار و نزار شده است. ای ساقی، باده بیاور که تنها داروی این غمهایمان است.
خم زلف تو مگر جای غریبان باشد
که در آن حلقه قرار دل بی همدم ماست
هوش مصنوعی: شاید خم زلف تو جایی باشد برای غریبهها، چون در آن حلقه، دل ماست که هیچ یاری در کنار ندارد.
گر نیی کعبه چرا دل چو حجر داری سخت
ای که کوی تو منی و دهنت زمزم ماست
هوش مصنوعی: اگر تو کعبه نیستی، چرا دلات مانند سنگ سخت است؟ ای کسی که کوی تو جان من است و دهانات مانند زمزم خود را مینماید.
گفتمش زلزله شهر خطا بهر چه بود
گفت از جنبش گیسوی خم اندر خم ماست
هوش مصنوعی: به او گفتم که چرا شهر ما دچار زلزله شده است. او پاسخ داد که این به خاطر جنبش گیسوان پیچیده و به هم بافته من است.
راز ما باد صبا برد بهر شهر و دیار
ما در این فکر که این بی سر و پا محرم ماست
هوش مصنوعی: این شعر به این معناست که راز و رمزهای ما با وزش باد صبا به همه جا میرود و ما در این اندیشهایم که آیا این فرد بیسر و پا میتواند رازدار ما باشد و به ما نزدیک شود.
با نسیم سحری قصه کن آغاز صغیر
قاصد خوشخبر و پیک نکومقدم ماست
هوش مصنوعی: با وزش ملایم صبحگاهی گفتوگویی شروع کن، زیرا فرستادهی خوشخبر ما که در پی پیامهای خوب است، به زودی میرسد.