برگردان به زبان ساده
چه باک خار وجودم شد ار فنای گلی
زهی شرافت خاری که شد فدای گلی
هوش مصنوعی: مهم نیست اگر من به خاطر گلی از بین بروم، زیرا چه افتخاری دارد که یک خار به خاطر یک گل فدای آن شود.
به شاخسار جنان بود آشیانهٔ من
مرا در این چمن آورد مدعای گلی
هوش مصنوعی: آشیانهام در باغ بهشت قرار دارد و گلی در این چمن، دعوتی برای من به ارمغان آورده است.
چه جای نغمه در این بوستان پرخس و خار
من این ترانه که دارم بود برای گلی
هوش مصنوعی: در این گلزار پر از زحمت و مشکلات، جایی برای آواز و خوشی نیست؛ ترانهای که میخوانم تنها برای یک گل است.
از اینچمن چو صبا در گذر که آلوده است
هزار سر زنش خار با صفای گلی
هوش مصنوعی: از این باغ به مانند باد میگذر، زیرا که هزاران سر خار آلوده آن است و با این حال، گلی زیبا نیز در میان آنها به چشم میخورد.
مرا بهمره آن گلعذار هرکه بدید
بخنده گفت که خاری بود به پای گلی
هوش مصنوعی: هر کسی که آن گلصورت را همراه من دید، به خنده گفت که این فقط خار است که به پای گل نشسته است.
هوای باغ بهشت از تو زاهدا که بس است
ز بوستان دو عالم مرا هوای گلی
هوش مصنوعی: هوای باغ بهشت برای من به اندازهی کافی است، ای زاهد. من فقط دلم میخواهد بوی گلی را که در این دو دنیا وجود دارد، حس کنم.
صغیر را به فغان بلبلی بدید و بگفت
مگر چو من شدهٔی هم تو مبتلای گلی
هوش مصنوعی: کودک را دید که از تنگی دل مانند بلبل ناله میزند و به او گفت: آیا تو هم به اندازه من دچار درد فراق گل شدهای؟