برگردان به زبان ساده
چشم تو مینماید چون آهوی تتاری
اما به صید دلها شیری بود شکاری
هوش مصنوعی: چشم تو مانند چشم آهوهای زیباست، اما در واقع قلبها را مانند یک شیر شکار میکنی.
رشک آیدم چه بر خاک ای سروقد نهی پای
خواهم که پای خود را بر چشم من گذاری
هوش مصنوعی: من به تو حسادت میکنم، ای سروبلند، وقتی قدمت را بر روی خاک میگذاری؛ دوست دارم که پای تو را بر چشمم بگذارم.
ناصح که منع من کرد از عشق روی خوبان
پنداشت عاشقی هم کاری است اختیاری
هوش مصنوعی: دلسوزی که به من گفت از عشق زیباییها دست بکشم، فکر کرد که عاشقی انتخابی است که میتوانیم داشته باشیم یا نداشته باشیم.
در خیل نازنینان چون یار ما که دارد
زلفی بدین سیاهی چشمی بدین خماری
هوش مصنوعی: در میان زیباییها، مانند یار ما، کسی وجود ندارد که مویی به این رنگ سیاه و چشمی به این اندازه شاداب و گیرا داشته باشد.
گر نیست آسمان را ز ابروی او اشارت
چون پیشه کرده دایم آئین کجمداری
هوش مصنوعی: اگر ابروی او اشارهای به آسمان ندارد، پس چه چیزی موجب شده است که او همیشه در کجروی و انحراف قرار بگیرد؟
با زور و زر وصالش کس را نگشته حاصل
این در نمیتوان زد الا به آه و زاری
هوش مصنوعی: کسی نمیتواند به وصال محبوب دست یابد، مگر با زحمت و درخواستهای واقعی از دل، زیرا تنها با پول و قدرت نمیتوان به این خواسته رسید.
آن دم که دید چشمم آن زلف بیقرارش
دادم عنان دل را در دست بیقراری
هوش مصنوعی: در آن لحظه که چشمانم زلفهای پریشان او را دید، کنترل دل را به دست دلهره و بیقراریاش سپردم.
چون غنچه مرادم نشکفت از لبانش
از دیده اشگبارم چون ابر نوبهاری
هوش مصنوعی: وقتی که آرزوی من مانند غنچه از لبان او شکوفا نشد، اشک من مانند ابر بهاری از چشمانم ریخت.
در دور چشم مستش دیوانگی است الحق
کس از صغیر خواهد گر عقل و هوشیاری
هوش مصنوعی: در اطراف چشمهای معشوقش حماقت و دیوانگی وجود دارد؛ بهراستی هیچکس حتی کوچکترین فرد هم نمیتواند امیدوار باشد که عقل و هوشیاری را در این حال و هوا به دست آورد.