برگردان به زبان ساده
ایکه نام آن صنم را در بر من میبری
باخبر شو نام بت پیش برهمن میبری
هوش مصنوعی: ای کسی که نام آن معشوق را با خود میبری، بدان که تو نام بت را هم نزد برهمنان میبری.
ایدل افتادی چو در دنبال آن سیمین ذقن
خویش دانستم سوی چاهم چو بیژن میبری
هوش مصنوعی: ایدل، وقتی دیدم که به دنبال آن دختر با موهای سیمین خودت افتادی، فهمیدم که به سوی چاهی میروی مثل بیژن که مریم را میبرد.
در حقیقت پهلوان عشقست ای دستان سرای
چندنام از گیو و گودرز وتهمتن میبری
هوش مصنوعی: در واقع، عشق همانند یک قهرمان است و شما فقط به نامهای مختلف از شخصیتهای بزرگ مانند گیو، گودرز و تهمتن اشاره میکنید.
غنچهٔی شکرانهٔ دولت بما اکرام کن
ایکه از باغ وصالش گل بدامن میبری
هوش مصنوعی: ای غنچهٔ زیبا، لطفاً به ما احترام بگذار، زیرا تو از باغ وصال او گل زیبایی به دامن میآوری.
آخر ای بیگانهپرور آشنا این شیوه چیست
میدهی کام رقیبان و دل از من میبری
هوش مصنوعی: ای بیگانهپرور، چرا اینگونه عمل میکنی؟ این چه رفتاری است که به رقیبان خوشی میمیدهی و دل مرا به سادگی میگیری؟
غمزهٔ چشمان کنی با عشوهٔ ابرو قرین
هر کجا باشد دلی آنرا باین فن میبری
هوش مصنوعی: چشمان تو با حرکات ابرویت جاذبهای ویژه دارد؛ هر جا که بروی، دلها را با این زیبایی تسخیر میکنی.
گر بری از دوستانت دین و دل نبود عجب
کز لطافت ای پرویش دل ز دشمن میبری
هوش مصنوعی: اگر دوستات را از خود دور کنی، نه دینی برایت میماند و نه دلی، پس نباید تعجب کنی که با لطافت روح و جانت، دل از دشمن میکنی.
ایکه ما دردی کشانرا دانی از اهل خطا
بی سبب نیست از سوء خود در حق ما ظن میبری
هوش مصنوعی: ای کسی که میدانی ما دردیکشها چه حالتی داریم، بدان که گمان تو به ما به خاطر خطای دیگران نیست، بلکه به خاطر بدی خودت است که ما را اینگونه میبینی.
شعر خود بر وزن شعر شیخ میگوئی صغیر
شرم بادت خوشه ئی را پیش خرمن میبری
هوش مصنوعی: شعر تو هم وزن شعر شیخ است، اما صغیر، کمی شرم کن که خوشهای را از کنار خرمن میبری.