برگردان به زبان ساده
تا کی ز حرص سیم مس رخ طلا کنی
رو کوش در عمل که نظر کیمیا کنی
هوش مصنوعی: تا کی میخواهی برای به دست آوردن چیزهای بیارزش مثل نقره و تظاهر به داشتن طلا تلاش کنی؟ بهتر است به عمل و کار واقعی توجه کنی تا بتوانی به حقیقت و ارزشهای واقعی دست پیدا کنی.
ملک جهان و هر چه در آن هست آن تست
لیک آنزمان که خویش تو آن خدا کنی
هوش مصنوعی: جهان و تمام چیزهایی که در آن وجود دارد، مال توست، اما زمانی که خود را به خدا نزدیک کنی و او را به درستی بشناسی.
بالله تو را بقای ابد دست میدهد
در راه حق چو هستی خود را فدا کنی
هوش مصنوعی: اگر برای حفظ حق و حقیقت جان خود را فدای آن کنی، خداوند به تو عمر جاویدان و ماندگار عطا میکند.
گفتند مار نفس بکش ای عجب که تو
این مار را بپروری و اژدها کنی
هوش مصنوعی: گفتند که تو چطور میتوانی از این مار مراقبت کنی و آن را بزرگ کنی تا به اژدهایی تبدیل شود! این کار عجیبی است.
خشت است بالش آخر و خاکست بسترت
حالی اگر ز چرخ برین متکا کنی
هوش مصنوعی: بالشتت از خشت ساخته شده و بسترت از خاک است. حالا اگر بخواهی از چرخ فلک (سرنوشت) به عنوان متکا استفاده کنی، چه فایدهای دارد؟
آخر برهگذر فتدت سیم استخوان
گر صد هزار خانهٔ زرین بنا کنی
هوش مصنوعی: آخر، زندگی انسان با همه ی زیباییها و ثروتها همیشگی نیست. حتی اگر انسان با ثروت فراوان و خانههای طلایی زندگی کند، در نهایت باید به سرنوشت خود تن بدهد و از این دنیا برود.
زان پیشتر که از تو علایق جدا شود
آن به که خویش دل ز علایق جدا کنی
هوش مصنوعی: قبل از اینکه وابستگیها و علاقههای تو از بین بروند، بهتر است خودت دل را از آن وابستگیها جدا کنی.
حق مهربان تر از تو بود بر تو حیف نیست
بیگانه خویش را ز چنین آشنا کنی
هوش مصنوعی: خداوند از تو مهربانتر است، پس چرا باید کسی که به تو بیگانه است را به آن اندازه نزدیک کنی که با کسی که برایت آشناست، چنین رفتار کنی؟
او خواندت بخود تو گریزی بسوی دیو
ابلیس را بگیری و حق را رها کنی
هوش مصنوعی: او تو را به سوی خود میخواند، اما تو به سمت دیو ابلیس میگریزی و حق را ترک میکنی.
با حق تو عهد بستهٔی اندر ازل صغیر
توفیق خواه از او که بعهدت وفا کنی
هوش مصنوعی: تو در ازل با خدا پیمان بستهای، حالا برای توفیق از او درخواست کن که به عهد و پیمانت وفا کند.