برگردان به زبان ساده
ای یار بکس وفا نکرده
جز جور و جفا بما نکرده
هوش مصنوعی: ای دوست! جز ظلم و ستم از تو وفا و وفاداری ندیدهام.
ای درد درون دردمندان
دانسته و اعتنا نکرده
هوش مصنوعی: ای درد درون، تو که در دل دردمندان وجود داری، آنها به تو توجهی ندارند و برایت اهمیتی قائل نیستند.
صد درد که آمد و رفتی
درد دل ما دوا نکرده
هوش مصنوعی: بسیاری از مشکلات و رنجها به سراغم آمدهاند، اما هیچکدام نتوانستهاند به دردم درمانی ببخشند.
گفتی که وفا کنی پس از جور
ترسم نکنی خدا نکرده
هوش مصنوعی: گفتی که بعد از ظلم و ستم وفادار خواهی ماند، اما من میترسم که مبادا چنین نکنی و خدایی نکرده وفا نکنید.
من کیستم آن بلاکش عشق
اندیشه ز ابتلا نکرده
هوش مصنوعی: من کی هستم که آن درد و آسیب عشق را تجربه نکردهام؟
بر من نگذشته است تا حال
روزی و شبی دعا نکرده
هوش مصنوعی: تا به حال روزی و شبی نبوده که برای من دعا نکرده باشند.
یا رب چه کنم دگر ندارم
تیری ز کمان رها نکرده
هوش مصنوعی: ای پروردگار، چه باید بکنم؟ دیگر هیچ تیر و کمانی برایم باقی نمانده که آن را رها نکرده باشم.
بختم که بود بخواب با من
غیریست خود آشنا نکرده
هوش مصنوعی: سرنوشت من به گونهای است که خوابهایی که میبینم، هیچ کس دیگری نیست و کسی من را نمیشناسد.
بیدار شود دگر کجا کی
این خفتهٔ دیده وانکرده
هوش مصنوعی: بیدار شدن دوباره، دیگر کجا ممکن است؟ این چشم که خوابیده، چه زمانی باز خواهد شد؟
رفتند از این دیار یاران
رو هیچ سوی قفا نکرده
هوش مصنوعی: دوستان و یاران از این سرزمین رفتند و هیچکس به دنبال آنها نرفت.
مانند صغیر از زمانه
کام دل خود روا نکرده
هوش مصنوعی: انسانی همچون کودک، از زندگی آنچه را که میخواهد و دلش میخواهد به دست نیاورده است.