برگردان به زبان ساده
کس نیست تا نشان بمن از آن دهان دهد
آری ز هیچکس نتواند نشان دهد
هوش مصنوعی: هیچکس نیست که بخواهد نشانهای از آن دهان به من بدهد؛ واقعاً هیچکس نمیتواند چنین نشانهای بدهد.
این غم کجا برم که مرا جان بلب رسید
از حسرت لبی که بهر مرده جان دهد
هوش مصنوعی: این اندوه را کجا ببرم؟ چون به حدی رسیدم که جانم به خاطر آرزوی لبی که حتی برای مرده هم جان میدهد، درهم است.
قدش به جلوه شور قیامت بپا کند
چشمش خبر ز فتنهٔ آخر زمان دهد
هوش مصنوعی: بزرگی او چنان است که میتواند شور و هیجان روز قیامت را به وجود آورد و نگاهی پر از خبرهای عجیب و غریب از واقعههای آخر زمان را به نمایش بگذارد.
نازم به اتحاد دو چشمش که غمزه را
گاه آن کمک باین و گهی این بآن دهد
هوش مصنوعی: من به اتحاد و همبستگی دو چشمش افتخار میکنم، چرا که گاهی یکی از آنها با ناز و غمز به دیگری کمک میکند و گاهی هم بالعکس.
عاشق نباشد آنکه چو بیند بلای عشق
بر یار خویش نسبت نامهربان دهد
هوش مصنوعی: عاشق واقعی کسی است که وقتی مصیبت عشق را بر محبوبش میبیند، او را بیرحم و بیعاطفه نمیداند.
با آنهمه سیاه دلی زلف کافرش
بر مرغ پر شکستهٔ دل آشیان دهد
هوش مصنوعی: با وجود تمام سیاهدلیهایی که دارد، زلفهای معشوق او دل پرشکستهام را آرام میکند.
جامم شکست شیخ و سلامت سرش ولی
گر سنگ سر شکاف مکافات امان دهد
هوش مصنوعی: جام من شکست اما حال شیخ خوب است، ولی اگر سنگی بر سر بیفتد و باعث زخم شود، عذاب و مجازات گریزی نخواهد داشت.
غافل مشو صغیر که هر بنده در بلا
باید بقدر قوهٔ خود امتحان دهد
هوش مصنوعی: نباید غافل باشی از اینکه هر فردی به اندازه تواناییاش در مشکلات و سختیها آزمایش میشود.