برگردان به زبان ساده
بیا ای عید مشتاقان که از هجر دو ابرویت
هلالی گشت پشت روزه داران مه رویت
هوش مصنوعی: ای عید زیبا، بهسوی تو میآییم، چرا که دوری از دو ابروی تو باعث شده تا صورت روزهداران همچون هلالی شود.
نه دین از کفر بشناسم نه روز از شب که بگذارد
دمی افتم بفکر خویشتن یاد رخ و مویت
هوش مصنوعی: من نه میتوانم دین را از کفر تشخیص دهم و نه روز را از شب، چون هر لحظهای که به خودم فکر میکنم، فقط یاد چهره و موی تو در ذهنم میآید.
فراهم میکنم بهر خود اسباب پریشانی
که شاید نسبتی پیدا کند حالم بگیسویت
هوش مصنوعی: من وسایل بیقراری و آشفتگیام را آماده میکنم تا شاید حالم به موی تو ارتباطی پیدا کند.
نگشتی سجده گاه خلق عالم تا ابد کعبه
نکردی در ازل گر سجده بر محراب ابرویت
هوش مصنوعی: اگر تو بر محراب ابرویت سجده کرده بودی، دیگر نیازی به این نبود که همهی خلقت در کنار هم، کعبهای بسازند؛ چون در آن صورت، دنیا از ابتدا زیباترین مکان سجده و عبادت را داشت.
فکند از غمزهٔی ها رو ترا در چه من مسکین
توانم چون سلامت جان برم از چشم جادویت
هوش مصنوعی: با نگاهی پر معما، تو چشمان جادوییات را به سمت من انداختی؛ منِ بیچاره چگونه میتوانم جانم را از این جادو دور کنم؟
مقیم آنکو بکویت شد نمیجوید بهشت آری
بهشت است آرزومند مقیمان سر کویت
هوش مصنوعی: هر کسی که در جایی زندگی میکند و به تو وابسته شده، دیگر به دنبال بهشت و خوشیهای دور نمیرود. زیرا برای او، بهشت همانجایی است که او در کنار تو قرار دارد و افراد نزدیک به تو نیز همین احساس را دارند.
من ار دیدار گل جویم و گر مشک ختن بویم
از ایندارم غرض رنگت وزآندارم طمع بویت
هوش مصنوعی: اگر به دنبال دیدن گل باشم یا بوی مشک ختن را استشمام کنم، هدف من از این کار فقط رنگ توست و از آنجا که میخواهم بوی تو را بگیرم.
صغیر از آستانت کی تواند روی برتابد
که هر سو روی بنماید دل او را میکشد سویت
هوش مصنوعی: کودک چگونه میتواند از آستان تو روی برگرداند، در حالی که هر جایی نگاه کند، دلش او را به سمت تو میکشاند.