برگردان به زبان ساده
ما را بجز از روی تو منظور نظر نیست
ما را بجر از کوی تو مأوای دگر نیست
هوش مصنوعی: ما جز دیدن روی تو هدف و مقصودی نداریم و هیچ جای دیگری برای آرامش و پناهگاه ما نیست.
از جور رقیبان ز رهت روی نتابم
من وصل تو میجویم و خوفم ز خطر نیست
هوش مصنوعی: من از ظلم و بیرحمی رقیبان دور نمیشوم و همیشه به دنبال وصالت هستم، و از خطرهایی که ممکن است به وجود آید، ترسی ندارم.
قدر رخ خوب تو نداند همه چشمی
هر بی سر و پایی به جهان اهل نظر نیست
هوش مصنوعی: هر کسی نمیتواند ارزش زیبایی تو را درک کند؛ بسیاری از انسانها که به ظاهر بیخبر و بیاعتنا به اطراف هستند، در حقیقت دارای بینش و درک عمیق نیستند.
گو خون جگر نوش کن و خاک بسر ریز
آنرا که ز دیدار تواش شوق بسر نیست
هوش مصنوعی: اگر میخواهی غم دوری محبوب را تحمل کنی، باید درد و اندوه خود را فراموش کنی و با جان و دل به یاد او باشی، زیرا دیگر شوقی از دیدارش در دل نیست.
گر عشق نداری بر کس قدر نداری
قدری نبود آن شجری را که ثمر نیست
هوش مصنوعی: اگر عشق و محبت به کسی نداری، ارزش و اهمیتی هم برای او قائل نیستی. درختی که میوهای نداشته باشد، کسی به او توجه نمیکند.
گر دست ز افتاده بگیری هنر آنست
ور نه زدن پای به افتاده هنر نیست
هوش مصنوعی: اگر دستی را که سقوط کرده بگیری، این مهارت است؛ اما اگر فقط به او پا بزنی، این هنر نیست.
ما بوسه نخواهیم جز از لعل لب یار
آری مگسانرا هوس الا بشکر نیست
هوش مصنوعی: ما فقط خواهان بوسه از لبهای زیبای محبوب هستیم و نیازی به چیز دیگری نداریم، زیرا به آنچه که داریم، شکرگزاری میکنیم.
جانا ز صغیر ار نکنی یاد چه تدبیر
شاهی و تو را جانب درویش گذر نیست
هوش مصنوعی: عزیزم، اگر به یاد آن کوچک نیفتی، چه تدبیری برای پادشاهی خواهی داشت و تو حتی از کنار درویش نیز نمیگذری.