برگردان به زبان ساده
ای خدا ما را به فضل خود ببخش
ور خطای ما گذشت از حد ببخش
هوش مصنوعی: خدایا، ما را با رحمت خود آمرزش بده و اگر اشتباهات ما از حد گذشته، آنها را نیز ببخش.
گر که نگذشتیم ما از فعل زشت
حلم کن بگذر ز مشتی بد سرشت
هوش مصنوعی: اگر از کار ناپسند ما بگذرند، تو هم باید از رفتار بد برخی افراد بگذری.
تو توانی هر بدی را خوب کرد
صورت مبغوض را محبوب کرد
هوش مصنوعی: تو میتوانی هر زشتی را به زیبایی تغییر دهی و آنچه را که ناپسند است، محبوب و دلپذیر کنی.
گر سرشت ماست بد، نیکوش کن
خانه ور گلخن بود مینوش کن
هوش مصنوعی: اگر ذات ما بد است، آن را به خوبی تغییر دهیم. اگر منزل ما گلی و کثیف است، پس همانطور که هست، نوشیدن را ادامه بدهیم.
عجز و استدعاست از ما، وز تو جود
جود کن کایجاد ما از جود بود
هوش مصنوعی: ما در ناتوانی و درخواست از تو هستیم، پس با generosity و بخشندگیات ما را یاری کن، زیرا وجود ما نتیجهی بخشندگی توست.
ما فقیریم از دو صد ره ای غنی
از غنی بهر فقیر است ایمنی
هوش مصنوعی: ما فقیر هستیم، اما تو از هر طرف ثروتمند هستی و ثروتت برای تامین امنیت فقیران به کار میآید.
احتیاج و فقرِ ما ناید به گفت
آن تو دانی که نداری مثل و جفت
هوش مصنوعی: نیاز و فقر ما نیازی به توضیح ندارد، زیرا تو خود بهتر میدانی که در زندگی چیزی مشابه و برابر نداری.
از تو نامد غیر نیکی در عیان
وز من الاّ زشتی و سهو و زیان
هوش مصنوعی: از تو جز خوبیها در ظاهر دیده نمیشود و از من جز بدیها و اشتباهات و ضررها نمایان نیست.
تو همانی ای خدای فرد پاک
که نمودی خلقت ما ز آب و خاک
هوش مصنوعی: تو ای خدای بزرگ و پاک، همان کسی هستی که آفرینش ما را از آب و خاک به وجود آوردی.
من همان خاکم که بودم در نخست
خاک چبود تا بود کج یا درست
هوش مصنوعی: من همان خاکی هستم که از ابتدا بودهام، خاکی که همیشه وجود داشت، چه در حالت نادرست باشد و چه درست.
خاک، سر تا پاست عجز و احتیاج
سهو و سقم و انکسار و اعوجاج
هوش مصنوعی: زمین و طبیعت، از ابتدا تا انتها نشانگر ناتوانی و نیازمندیهای ماست؛ نواقص، خطاها و کجرویها در آن وجود دارد.
پس به هر گامی بلغزد گر پی ام
عفو کن از من که جز خاکی نی ام
هوش مصنوعی: با هر قدمی که برمیدارم، ممکن است لغزشی پیش بیاید. اگر به دنبالم میآیی، لطفاً مرا ببخش؛ زیرا من چیزی جز خاک نیستم.
این دعای ما هم از تلقین توست
گر نمایی مستجاب آئین توست
هوش مصنوعی: دعای ما نیز به دلیل آموزشهای توست و اگر تو بخواهی، این دعا به حقیقت میپیوندد.
هوش دادی پس زبان و چشم و گوش
خاک پستی را که بود از خود خموش
هوش مصنوعی: به تو عقل و شعور بخشیدهاند، اما زبان و چشم و گوش تو به این دنیا و امور پستش بیاعتنا هستند و از خود هیچ نمیگویند.
کت بخوانم با هزاران لابه من
پای دانم باز از پا تا به من
هوش مصنوعی: با تلاش و زحمت بسیار کتاب میخوانم، اما با این حال، میدانم که چه مشکلاتی در مسیر من وجود دارد.
عقل هم بیگانه زین ادراک بود
زآنکه ذاتت از تعقل پاک بود
هوش مصنوعی: عقل نیز از این درک بیگانه است، زیرا وجود تو از فکر و تعقل خالی است.
کس نداند جز تو وجه رابطه
کز چه شد عقل از جنابت واسطه
هوش مصنوعی: هیچکس جز تو نمیداند که چه چیزی باعث شده است عقل از وضعیت ناپسند و نادرست جدا شود و به کمال برسد.
تا که داند یا که بشناسد کست
دل نشان یابد ز سرّ اقدست
هوش مصنوعی: تا زمانی که کسی نتواند دل را بشناسد یا بفهمد، او از اسرار خدا آگاه نخواهد شد.
مع به قیّومیّتی با ممکنات
وین منافی نیستت با قدس ذات
هوش مصنوعی: وجود تو با قادرت بودن برای آفریدن، هیچ تناقضی با پاکی و بینقصی ذاتیات ندارد.
یا که با معلول ربط علت است
یا که آن هم نیست صرف وحدت است
هوش مصنوعی: یا اینکه معلول به علتش ارتباط دارد، یا اینکه حتی این ارتباط هم وجود ندارد و تنها یک وحدت ساده است.
خود تویی یعنی که بر خود عارفی
نیست موصوفی دگر یا واصفی
هوش مصنوعی: تو خودت هستی، یعنی هیچ کس جز تو نمیتواند تو را بشناسد و توصیف کند.
این عدمها که به هست آورده ای
نیست جز بر روی هستی پرده ای
هوش مصنوعی: این عدمهایی که به وجود آوردهای، چیزی نیست جز پردهای بر روی حقیقت وجود.
هستی ما نیست جز نقش علم
ظاهر آمد رأی نقاش از قلم
هوش مصنوعی: وجود ما فقط تصویر و نمود علم است، که به قلم نقاشی شده و در نظر و اندیشه آمده است.
یک قلم زد عالم و افلاک شد
خاک لاشیء لایق لولاک شد
هوش مصنوعی: یک قلم از جانب خداوند بر همه جهانیان زده شد و به سبب آن، آسمانها و زمین به خاک تبدیل شدند؛ هیچ چیزی در برابر عظمت تو شایسته نیست.
خاک کی از بود خویش آگاه بود
یا که او را ره بر آن درگاه بود
هوش مصنوعی: خاک یا زمین هرگز از وجود خود و آنچه هست، آگاه نبوده و نمیداند که چگونه به آن درگاه و مقام رسیده است.
خاک را چون را ه دادی ز ابتدا
نک مبند آن در ز جرم ما به ما
هوش مصنوعی: اگر از ابتدا به خاک، که راهی برای کامیابی است، فرصتی دادی، پس آن را به خاطر آلودگیهای ما ببند.
آنچه از ما شد عیان تقصیر بود
وز تو بخشش بود اگر تقدیر بود
هوش مصنوعی: آنچه که از ما نمایان شد نقایص و اشتباهات بود، و اگر تقدیر چنین نبود، تو میبخشیدی.
کی مقدر بود عصیان بهر کس
ور که بود از بهر رحمت بود و بس
هوش مصنوعی: هیچکس تقدیر نشده که در مسیر نافرمانی قرار گیرد، بلکه همه چیز به خاطر رحمت و بخشش خداوند است.
پیش از آن کآید گناهی در وجود
باب رحمت بر گنهکاران گشود
هوش مصنوعی: قبل از اینکه گناهی مرتکب شود، درب رحمت بر روی گنهکاران باز شده است.
باب رحمت باش هر دم بازتر
بر گنه کاران بلند آوازتر
هوش مصنوعی: هر لحظه درهای رحمت را به روی گناهکاران بیشتر بگشای و با صدای بلندتری پیغام بخشش و محبت را برسان.
تا درآیند اهل عصیان از درت
جام بخشایش خورند از کوثرت
هوش مصنوعی: وقتی که اهل نافرمانی وارد شوند، از درگاه تو نعمت و بخشش فراوانی دریافت خواهند کرد.