برگردان به زبان ساده
شنو باز از دو وجه قید و اطلاق
که لایح گشت صوفی را باشراق
هوش مصنوعی: به گسترش و تبیین دو مفهوم قید و اطلاق گوش فرا ده. همانا، صوفی به نور و روشنی دست یافته و درک عمیقتری از حقیقت پیدا کرده است.
در آن وجهش که اطلاقست در ذات
بود کلی سقوط اعتبارات
هوش مصنوعی: در جنبهای که به ذات اشاره دارد، تمامی ارزشها و اعتبارها از بین میروند.
دگر وجهش که تقیید است اثبات
شود در وی جمیع اعتبارات
هوش مصنوعی: جایگاه دیگری که محدودیت را به نمایش میگذارد، تمام ویژگیها و ملاکها را در او به اثبات میرساند.
چو ذات حقتعالی خود وجود است
هم از حیث وجودش صرف جود است
هوش مصنوعی: وجود حق تعالی به خودی خود وجود دارد و از آنجا که وجود او بینهایت است، به معنای عطا و بخشش نیز میباشد.
از این حیثش توان دانست مطلق
نه بر قیدی مقید هستی حق
هوش مصنوعی: از این جنبه میتوان فهمید که حقیقت به طور مطلق وجود دارد و تحت هیچ قید و شرطی محدود نمیشود.
حقیقت اوست مع با کل ممکن
بدون آنکه شد با او مقارن
هوش مصنوعی: حقیقت او وجود دارد و با همه چیز ممکن است، بدون اینکه با او همزمان و همزمان شود.
چو جز بحث وجوالاعدم نیست
عدم را آن حضرت قدم نیست
هوش مصنوعی: اگر تنها مسأله، بحث عدم و بیجوابی باشد، آن حضرت (وجود مقدس) پایگاهی ندارد.
مقارن کسی بچیزی شد بمعلوم
کز و موجود و بیاو هست معدوم
هوش مصنوعی: زمانی که کسی به چیزی دست پیدا میکند، مشخص میشود که بدون آن فرد، برای آن چیز وجود نخواهد داشت و در واقع آن چیز غیرموجود است.
بود هر غیر کل شیئی بالکل
ولیکن از تنزه نه از تزایل
هوش مصنوعی: هر چیزی در کل وجود دارد، اما این موجودات از کثرت و اختلاف به دور هستند و این به دلیل پاکی آنهاست، نه به خاطر زوال و عدم.
چو عین شئی در اعیان عدم بود
هم اعیان کون معدوم الرقم بود
هوش مصنوعی: هر چیزی که وجود دارد، در حقیقت بر اساس نوعی وجود دارد که در عدم نهفته است. بنابراین، وجود و عدم به شکلهای مختلفی از هم جدا نیستند و به نوعی به هم گره خوردهاند.
محقق گشت کو غیر از وجود است
جدا از حیز بود و نمود است
هوش مصنوعی: تحقیق و بررسی نشان میدهد که چیزی جز وجود نیست و هر آنچه که از حیطه وجود خارج باشد، نمیتواند واقعیت داشته باشد و فقط نوعی ظاهر و نمود است.
شوی گر فارق او هیچ شیئی نیست
رود چون شمس آثاری زفیئ نیست
هوش مصنوعی: اگر از او جدا شوی، هیچ چیز دیگری وجود ندارد؛ مانند اینکه خورشید، نشانی از خود بر جا نمیگذارد.
باو پس کل موجود است موجود
ولی موجود بر خود ذات او بود
هوش مصنوعی: تمامی موجودات در این دنیا وجود دارند، اما وجود واقعی و اصلی تنها به خود او تعلق دارد.
پس ار گردد مقید او باطلاق
که بیشرطی شود شرطش در اشراق
هوش مصنوعی: زمانی که او آزاد شود و قید و بندها از میان برداشته شود، بیشرطی او به شرطی منجر میشود که در روشنی و روشنایی قرار گیرد.
که نبود هیچ با او ممکناتش
احد باشد که بیغیر است ذاتش
هوش مصنوعی: هیچ موجودی نمیتواند بدون او وجود داشته باشد، زیرا ذات او از هرگونه وابستگی و غیرمستقلی آزاد است.
هم الانست ذات او کماکان
نباشد هیچ با او فاش و پنهان
هوش مصنوعی: ذات او همیشه و در هر حال حاضر است و هیچ چیزی نمیتواند بدون او وجود داشته باشد، نه به صورت آشکار و نه به صورت پنهان.
مقید ور شود بر قید تقیید
که با او باشد اشیاءئی ز تردید
هوش مصنوعی: اگر انسان خود را تحت کنترل قرار دهد و به اصول و قوانین معین پایبند باشد، در این صورت میتواند با اطمینان و بدون تردید به امور و اشیاء مختلف بپردازد و از آنها بهرهمند شود.
پس او باشد یقین عین مقید
نه ناقص گردد از قیدی نه زاید
هوش مصنوعی: او به طور قطعی و بدون شک موجودی است که به قیدها وابسته است و نه بهوسیله آنها از کمبود رنج میبرد و نه چیزی بر آن افزوده میشود.
همان باشد که بد در عین اطلاق
بود در عین قید از قیدها طاق
هوش مصنوعی: این جمله به مفهوم دوگانگی اشاره دارد؛ یعنی چیزی که در عین آزادگی و بیقید و شرط بودن، در واقع تحت تأثیر محدودیتها و قیدهای خاصی نیز هست. این موضوع نشان میدهد که ممکن است ظاهراً چیزی آزاد به نظر برسد، اما در باطن و واقعیت، به طور ناخواسته تحت تأثیر شرایط و قیدهایی قرار گیرد که آن را محدود میکنند.
چه آن شیئی که شد قیدش بمفهوم
با و موجود و بی او بود معدوم
هوش مصنوعی: این جمله بیان میکند که اگر چیزی وجود داشته باشد و در عین حال به خودی خود وابسته به چیزی دیگر باشد، در واقع در عدم و نیستی به سر خواهد برد. وجود آن شیء به وجود آن مفهوم وابسته است، و بدون آن سروده یا مفهوم، آن شیء بیمعنا و در واقع غیرقابل تصور خواهد بود.
تجلی کرد حق بر صورت شیئی
عیان از نور شد ماهیت فیی
هوش مصنوعی: خداوند بر چهره یک چیز مشخص تابید و وجود آن را از نور خود روشن کرد.
اضافه سوی شیئی آمد وجودی
چو ساقط شد اضافه نیست بودی
هوش مصنوعی: زمانی که چیزی به وجودی اضافه میشود، آن وجود به خودی خود باقی میماند؛ اما هنگامی که آن اضافه removed شود، دیگر وجود ابتدایی هم وجود نخواهد داشت.
چو اسقاط اضافت شد محقق
شود خود عین شیی معدوم مطلق
هوش مصنوعی: وقتی که اضافات و ویژگیهای غیرضروری از یک چیز حذف شود، وجود واقعی آن شیء به وضوح آشکار میشود، حتی اگر در اصل آن شیء وجود نداشته باشد.
اضافت گر که ساقط در شهود است
بماند هر چه باقی آن وجود است
هوش مصنوعی: اگر افزودن و جدا کردن در مشاهده حقیقتی وجود نداشته باشد، پس آنچه که باقی میماند، همان وجود واقعی است.
بتحقیق وجود آمد مناسب
که هست آن بالحقیقه عین واجب
هوش مصنوعی: به حقیقت، وجود او مناسب و شایسته است، زیرا او در واقع عین واقعیت و ضرورت است.
بغیر آن حقیقت کو معین
وجودش زاید است این نیز بین
هوش مصنوعی: غیر از آن حقیقتی که وجودش ثابت و مشخص است، بقیه چیزها زاییده و غیرواقعی هستند. به این نکته نیز توجه کن.
چو بر ماهیت و بر عین ممکن
بود اندر وجود از بهر ممکن
هوش مصنوعی: اگر به ماهیت و واقعیت موجودات ممکن در هستی توجه شود، این امکان وجود دارد که درک بهتری از وجود آنها پیدا کنیم.
مثل باشد سیاهی سیاهی
هم انسانیت انسان کماهی
هوش مصنوعی: به این معناست که انسانیت و رفتارهای انسانی نیز به نوعی مشابه با ویژگیهای سیاه و سفید هستند، یعنی هرچه تاریکی و سیاهی وجود دارد، انسان نیز میتواند در جنبههای انسانی خود به آن نزدیک شود. در واقع، این جمله به نوعی تعاملات انسان و اخلاقیات او را به سیاهی و روشنایی تشبیه میکند.
بود غیر وجود او بمعلوم
بدون هستی او شیئی معدوم
هوش مصنوعی: هر چیزی که وجود خداوند را نداشته باشد، به وضوح بدون وجود او چیزی نیست و به نوعی عدم محسوب میشود.