برگردان به زبان ساده
تو را گویم علمتهای مجموع
ریارا کی شود سر تا که مقطوع
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که من از تو میپرسم که علم و دانشهای جمعآوری شده چه زمانی به پایان میرسد و کامل میشود. یعنی زمانی که همه چیز به صورت منطقی و منظم در کنار هم قرار بگیرد و به آرامش برسد.
ز مدح و ذم شوی وقتی که آزاد
نجنبد کوه عزمت هیچ ازین باد
هوش مصنوعی: وقتی در ستایش و نکوهش، تحت تأثیر قرار میگیری، بدان که بزرگی و عظمت تو هیچ تفاوتی با باد ندارد و به راحتی تکان نمیخورد.
مساوی آیدت تکذیب و تعریف
بود باید بیادت ذم و توصیف
هوش مصنوعی: تعریف و تکذیب درباره تو یکسان است، باید بدانی که هم نقد و هم ستایش دربارهی تو وجود دارد.
ز بادی شد پریشان خار و خاشاک
ز طوفانها نجنبد توده خاک
هوش مصنوعی: باد باعث به هم ریختن و پراکنده شدن علفها و خاشاک میشود، اما توده خاک در برابر طوفانها حرکت نمیکند و ثابت میماند.
بلرزد کاهی از بادی نه الوند
بود مرد ریائی قدر او چند
هوش مصنوعی: به خاطر یک باد ناچیز، نباید از ارزش و بزرگی کسی کم شود. چنانچه یک مرد دروغگو در اعمالش باشد، ارزش او به هیچ نمیرسد.
که گوشش بر قبول ورد خلق است
باین کند و غل و را پا و حلق است
هوش مصنوعی: کسی که به حرفهای مردم گوش میدهد و نسبت به آنها واکنش نشان میدهد، در واقع درگیر مشکلات و دغدغههای زیادی میشود.
مگر مدحش کجا در انجمن شد
کمالاتش قبول مرد و زن شد
هوش مصنوعی: آیا مدح و ستایش او در جمع مردم به کجا رسید که ویژگیهایش مورد认可 مردان و زنان قرار گرفت؟
زیاد و کم بسی گوید بتوصیف
ز خلقان تا کنندش خلق تعریف
هوش مصنوعی: بسیاری از افراد در توصیف دیگران سخن زیادی میگویند تا بتوانند از ویژگیهای آنها تعریف و تمجید کنند.
بدی گر گفته باشندش ز جائی
پی دفعش فزاید بر ریائی
هوش مصنوعی: اگر دربارهی شخصی بدی گفته شود، این سخنان باعث میشود که بدیهای او بیشتر نمایان شود و بر مشکل او افزوده گردد.
مگر ذمش بدل گردد بتحسین
کند هر سو طلب یاری سخن چین
هوش مصنوعی: مگر اینکه عیبها به خوبی تبدیل شوند، در این صورت در تمام جهات طلب کمک میشود و حرفچینی کرده میشود.
که گویندش بمجلسها حکایت
کرامتها کنند از وی روایت
هوش مصنوعی: در مجالس و محافل، دربارهی او داستانهایی از معجزات و کرامتهایش روایت میکنند.
بذکر و ورد و طاعاتست دایم
بود شب در قیام و روز صائم
هوش مصنوعی: او همواره شبها را به عبادت و انجام ذکر و تلاوت سپری میکند و روزها نیز روزهدار است.
فلانکس شد مریدش یافت منصب
نیازی هر که بردش یافت مطلب
هوش مصنوعی: هر کسی که به این شخص پیوست و او را مرید خود قرار داد، به مقام و رتبت خاصی دست یافت. هر کسی که از او درسی بگیرد و خود را به او نزدیک کند، به حقیقت مورد نظر میرسد.
دعایش بس مجرب درمهمات
در انکارش بسی دیدند آفات
هوش مصنوعی: دعای او در مسائل مهم بسیار مؤثر است، اما ناتوانیاش در انجام کارها آفتهای زیادی را به همراه داشته است.
از آن غافل که بعد از رنج افزون
نصیب از نیل خلقش نیست جز خون
هوش مصنوعی: کسی که از رنج و زحمت دیگران غافل باشد، به جز خون و درد هیچ چیز دیگری نصیبش نخواهد شد.
از آن غافل که این خلق مکدر
دو صد بارند از وی بینواتر
هوش مصنوعی: این افراد به خاطر مشکلات و ناپاکیهای زندگی، بارها از زندگی واقعی و خوشیها غافل شدهاند و نمیتوانند به زیباییهای واقعی توجه کنند.
گذشته عمر و بادش برده خرمن
نه جز ریگش بجای زر بدامن
هوش مصنوعی: زمان عمر سپری شده و همه چیز را با خود برده است و تنها چیزی که باقی مانده، دانههای بیارزش و پوچ است، نه ثروت و نه ارزش واقعی.
غرض تا در خیال مدح و ذمی
بتن زان مرده مارت هست سمی
هوش مصنوعی: هدف این است که در ذهن خود دربارهٔ ستایش و نکوهش آن مرده به تفکر بپردازم، زیرا وجود او به اندازهای تأثیرگذار است که همچون سم در روح و جان من نفوذ کرده است.
پی تحصیل تریاقی کن اقدام
مهل کز کف رود اوقات و ایام
هوش مصنوعی: برای دستیابی به داروی شفابخش تلاش کن و اقدام کن؛ زیرا فرصتها و زمانها از دست میروند.
ثنای خلق معیار ریا دان
فسردنها ز دم اژدها دان
هوش مصنوعی: مدح و ستایش مردم را نشانهای برای ریاکاری بدان، و اگر با کلمات زیبا و نرم بگویند، آن را همچون زهر اژدها در نظر بگیر.
گر افشردی و او را جنبجو نیست
دگر میدان که روحی اندرو نیست
هوش مصنوعی: اگر او را تحت فشار قرار دهی و او دیگر تمایلی به تلاش نداشته باشد، بدان که در او هیچ روحی وجود ندارد.