برگردان به زبان ساده
نشانی بود این در ترک آزت
دگر از بخل گویم نکته بازت
هوش مصنوعی: این جمله اشاره دارد به این که به خاطر حسادت و بخلی که نسبت به تو داشتم، نشانهای از این حس را در کلمات خودم بروز میدهم.
بترکش گر ترا پای ثبات است
بر احوال بخیلان التفات است
هوش مصنوعی: اگر پایت در راستای استقامت و ایستادگی است، از کسانی که بخیل هستند و به حال دیگران توجهی ندارند، دوری کن.
که مالی جمع کرد او با دو صد رنج
بمرد و برد وزرا و دیگری گنج
هوش مصنوعی: او با سختی و زحمت فراوان مالی جمع کرد، اما در نهایت مرد و این ثروت به وزرا و دیگران منتقل شد.
گر آید پیش فکرت گاهگاهی
که جمع مال را نبود گناهی
هوش مصنوعی: اگر گاهی به ذهنت میآید که جمع کردن ثروت کار نادرستی نیست، این فکر بد نیست.
توئی درویش نی اهل و عیالت
کشی رنج ار نباشد ملک و مالت
هوش مصنوعی: تو درویشی و نی اهل و عیالت، پس چه رنجی داری اگر داری از نظر ملک و مال چیزی نیست؟
شوی محتاج و بیدمساز مانی
ز ذکر و فکر یکجا باز مانی
هوش مصنوعی: اگر محتاج و بیهمدم شوی، از یاد و فکر یک جا نمیتوانی بمانی.
بمال اجرای دین حق توان کرد
نه بهر هر کسی دنیا زیان کرد
هوش مصنوعی: با تلاش و کوشش برای اجرای اصول و عقاید درست، میتوان به هدف رسید؛ اما نباید فراموش کرد که دنیا برای هر کس سودمند نیست.
غرض گر آیدت اینها بخاطر
هنوز استت بجای از بخل آن سر
هوش مصنوعی: اگر هدف تو از این کارها تنها برای به دست آوردن است، باید بدانی که هنوز در دل تو به خاطر بخل، جایی برای خوبیها وجود ندارد.
اگر با حق شوی در ملکالله
ندارد بتسگی و خستگی راه
هوش مصنوعی: اگر با حقیقت و خلوص در مسیر خداوند قرار بگیری، هیچ چیز نمیتواند تو را خسته یا دلسرد کند.
در آنجا نیست غیر از نور و نعمت
همه فتح است و فوز و بسط و وسعت
هوش مصنوعی: در آنجا فقط نور و نعمت وجود دارد و همه چیز در دسترسی و گشایش و فراخی است.
وگر بگذشته باشی زین خطرها
نباید نفس دستی زین نظرها
هوش مصنوعی: اگر از این خطرها عبور کردهای، نباید از این دیدگاه دلسرد شوی.
نکوتر امتحانی گویمت باز
ز نفش بخل خاطر شویمت باز
هوش مصنوعی: بهتر است که بگویم تو را آزمایش میکنم، تا از خودخواهیات فاصله بگیری و در دل، به آرامش برسی.
توانی گر دهی مال و نوائی
فزون یا کم بشخصی در خفائی
هوش مصنوعی: اگر بتوانی از مال و ثروت خود به کسی کمک کنی، چه کم و چه زیاد، این عمل در حقیقت به نوعی پنهانکاری و راز نگهداری از خوبیهایت مربوط میشود.
که او نشناسد آن معطی تو بودی
بود گرچه محبی یا عنودی
هوش مصنوعی: اگر کسی تو را نشناسد، باید بداند که تو آن کسی هستی که محبت میورزی یا حتی دشمنی میکنی، هر دو حالت متعلق به تو است.
نیاری در نظر حب و عنادش
باو پنهان کنی جود از ودادش
هوش مصنوعی: اگر بخواهی بین عشق و دشمنی او را پنهان کنی، نمیتوانی چشمه بخشندگیاش را از محبتش پنهان کنی.
ور از دستت بر آید در غیابش
کنی فارغ ز رنج و اضطرابش
هوش مصنوعی: اگر بتوانی در غیاب او، بیتوجهی و آرامش را تجربه کنی، میتوانی از رنج و تنشهای ناشی از نبودش رها شوی.
بدون اطلاع او و غیری
دریغ از وی نداری هیچ خیری
هوش مصنوعی: هرگز نباید از کسی که نمیداند یا در جریان نیست، چیزی را بگیری یا کم بگذاری.
اگر باشی چنین صوفی نشانی
گذشته نفست از هر امتحانی
هوش مصنوعی: اگر تو چنین صوفی باشی، نشانهای از گذشتهات و آزمونهایی که گذراندهای، در وجودت نخواهد بود.
اگر باشی چنین فارغ ز خلقی
مطهر دوده و پاکیزه دلقی
هوش مصنوعی: اگر از مردم و دنیای اطراف بینیاز و آزاد باشی، در آن صورت دارای نیکویی و پاکی هستی.
و گر زین امتحان نائی برون راست
مشو ایمن که رأس بخل برجاست
هوش مصنوعی: اگر از این آزمایش آزاد شدی، مطمئن نباش که از بخل و خودخواهی در امان هستی.
هنوز آن مرده دارد جنبجوئی
اگر خیزد تو در کامش فروئی
هوش مصنوعی: هنوز آن مرده حرکت میکند، اگر برخیزد، تو در شگفتیاش قرار خواهی گرفت.