برگردان به زبان ساده
مناصف با اضافه تا است انصاف
بخلق و حق و خود بینقص و اجحاف
هوش مصنوعی: این عبارت اشاره دارد به اینکه برای رسیدن به انصاف در برخورد با مردم و رعایت حقوق آنها، باید از هرگونه نقص و کمکاری دوری کرد و عدالت را رعایت نمود. این انصاف باید خالی از هر گونه اجحاف و ظلم باشد.
خود این بر حسن اعمال و سلوک است
چنین حسن عمل کار ملوک است
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که خود به دست آوردن قابلیتهای خوب و رفتارهای مناسب، نشاندهنده فضایل و خوبیهای یک فرد است و این ویژگیها قابل مقایسه با ویژگیهای پادشاهان و rulers است. به عبارت دیگر، بهبود در رفتار و اعمال فردی نشانهای از شخصیت والای اوست و این خود نوعی قدرت و شرف به شمار میآید.
خود انصافی که با حق در یقین است
رضای عبد از نعمالمعین است
هوش مصنوعی: خود انصاف که به حقیقت و درستی اذعان دارد، همراه با رضایت خدمتگزار از نعمتهای بخشنده است.
رضا وقتی است کورا اعتراضی
نماند درمکاره وانقباضی
هوش مصنوعی: زمانی که رضایت کامل باشد و هیچ اعتراضی وجود نداشته باشد، انسان در برابر اتفاقات و شرایط ناخواسته هم دچار کندی و درگیری نمیشود.
چو داند خود که حق او عدم بود
گرش حق داد هستی از کرم بود
هوش مصنوعی: هرگاه انسان بداند که وجود او در واقع باطل است، اگر هم به او وجود داده شود، این لطف و بخشش از طرف خداوند است.
بخلق انصاف این باشد که غیرت
مقدم باشد اندر کل خیرت
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که در هر عمل خوب و نیکی، باید غیرت و عشق به شخصیت و اصول خود را در اولویت قرار بدهیم.
چو آنها جمله بر خیر تو جمعند
تو را چون دست و پا و عین و سمعند
هوش مصنوعی: اگر همه آنها برای سعادت و نیکی تو جمع شدهاند، تو نیز باید مانند دست و پا و چشم و گوش عمل کنی.
بخیراتی که باشد بر تو لایق
خلایق جمله باشند از تو سابق
هوش مصنوعی: هر خوبی و فضلی که برای تو شایسته است، همه مردم از آن بهرهمند هستند و آن را از تو میدانند.
دو صد تن متفق شد تا که نانی
تو را بر خانه آمد از دکانی
هوش مصنوعی: دوصد نفر با هم توافق کردند که نانی را برای تو به خانه بیاورند از یک مغازه.
بدینسان جمله نعمتهای عالم
شد از خلقت بهر روزی فراهم
هوش مصنوعی: به این ترتیب، تمام نعمتهای جهان از خلق و آفرینش برای روزی و معاش فراهم شده است.
تو هم پس حق هر یک را بجا آر
که هر یک راست بر تو حق بسیار
هوش مصنوعی: پس تو نیز باید به هر فردی حقوقش را بدهی، چرا که هر کس بر تو حقوق زیادی دارد.
نباشد گر چنین با خلقت انصاف
شده اندر حقوق جمله اجحاف
هوش مصنوعی: اگر در آفرینش به مردم انصاف داده نشود، در حقوق همه ظلم و بیعدالتی روا داشته شده است.
چو رفت انصاف باشی پس تو ظالم
بمعنی نیست نفسی از تو سالم
هوش مصنوعی: اگر انصاف از بین برود، دیگر تو ظالم نخواهی بود، زیرا هیچ کسی نمیتواند از ضرر تو در امان بماند.
نه تنها ظلم آن باشد که دانی
بسا عدلی که ظلم است آن نهانی
هوش مصنوعی: نه تنها ظلم به کارهایی گفته میشود که قابل مشاهده و آشکار هستند، بلکه گاهی عمل به عدالت نیز میتواند به صورت مخفیانه ظلم به دیگران باشد.
نه تنها باید انصافت بآدم
که باید بر همه ذرات عالم
هوش مصنوعی: تنها وظیفهات این نیست که به انسانها انصاف بدهی، بلکه باید به تمام ذرات و موجودات در عالم نیز انصاف و عدالت را رعایت کنی.
اگر شیئی بنا موقع شود صرف
شده در حق او اجحاف بیحرف
هوش مصنوعی: اگر چیزی به موقع و در جای مناسب استفاده شود، بیدلیل و بدون دلیل ظلم بر آن به حساب نمیآید.
خوری هر نعمتی باید شود نور
نه کز رتبه نباتی هم فتد دور
هوش مصنوعی: هر نعمتی که به دست میآوری، باید نورانی و با ارزش باشد، نه اینکه از رتبه و مقام گیاهان پایینتر بیفتی و دور شوی.
دهد گندم چو در جسم تو قوت
رسان گر آدمی بازش بجنت
هوش مصنوعی: وقتی گندم به جسم تو نیرو میبخشد، اگر انسان باشد، میتواند دوباره به بهشت برگردد.
بخواه از اکل آن عذر پدر را
مکن افزوده جرم بوالبشر را
هوش مصنوعی: از خوراکی که میخواهی بگیر، بهانههای پدر را نیاور و بار گناهان انسانها را بیشتر نکن.
زهی فرزند کان فخر پدر شد
بهشت از خاک پایش مفتخر شد
هوش مصنوعی: فرزند برگزیدهای به دنیا آمد که برای پدرش مایهی افتخار شد و حتی بهشت به خاطر وجود او از خاک پایش به خود میبالد.
چو شد در کعبه مولد او ز مادر
بخاک افتاد نزد حی داور
هوش مصنوعی: زمانی که در کعبه، او به دنیا آمد، از مادر به خاک افتاد و نزد خداوند داور قرار گرفت.
بسجده بر زمین آمد شد الهام
به ام او که او را کن علی نام
هوش مصنوعی: به زمین فرود آمد و الهامی به او رسید؛ او را علی نامند.
که مشتق ز اسم ما این پاک اسم است
علی اسرار هستی را طلسم است
هوش مصنوعی: این شعر به این معناست که اسم مقدس "علی" از ما مشتق شده و این نام پاک، رازهای هستی را در خود دارد و به نوعی رمز و رازی است که بر همه چیز سایه انداخته است.
سجودش را بدان معنی که از خاک
کشید او سر که گردد خاکش افلاک
هوش مصنوعی: سجدهاش بهگونهای است که وقتی سرش را از زمین بلند میکند، باعث میشود که خاکش به آسمان برسد.
بهشت از خویش گر عذر پدر خواست
هزاران عذر زان جرم از پسر خواست
هوش مصنوعی: اگر بهشتی از پدرش عذرخواهی کند، هزاران عذر برای گناه پسرش خواهد خواست.
که من در امر آدم بیگناهم
ولی از خاک پایت عذر خواهم
هوش مصنوعی: من در مورد انسان بیگناه هیچ نقشی ندارم، اما از خاک پای تو عذرخواهی میکنم.
گر او از من بناکامی برون شد
دل از حسرت مرا دریای خون شد
هوش مصنوعی: اگر او از من جدا شود، دل من از حسرت به مانند دریایی از خون میشود.
بعمر خود کشیدم انتظارت
ولی دانم که از من هست عارت
هوش مصنوعی: در طول عمرم منتظرت بودهام، اما میدانم که این انتظار برای من بیفایده است.
ز من یاد آوری حال پدر را
بخواهی انتقام بوالبشر را
هوش مصنوعی: اگر بخواهی حال پدر را از من یاد کنی، پس باید انتقام انسانهای اولیه را نیز بخواهی.
بچشم آمد که آدم خاک و آبست
از آن غافل که جد بوتراب است
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که انسان از جنس خاک و آب است، اما به این حقیقت توجه ندارد که ریشهاش به جدی میرسد که از خاک ساخته شده است.
کرم فرما و جرم رفته بپذیر
که خود شرمندهام ناکرده تقصیر
هوش مصنوعی: ای مهربان، لطف کن و خطای من را بپذیر، چون خودم از این که تقصیری نکردهام، شرمندهام.
نخورد از گندم او نانی ز غیرت
چه گندم راند آدم را زجنت
هوش مصنوعی: آدم به خاطر غیرتش از بهشت رانده شد و از گندم هیچ نانی نخورد.
حقوق خلق اینسان زو ادا شد
که از حق بر خلایق پیشوا شد
هوش مصنوعی: حقوق مردم به خوبی و درستی ادا شد، به گونهای که او از حق بر مردم رهبری و ولایت یافت.
بخلق و حق ز انصافی که بودش
نگشتی منفصل جود و سجودش
هوش مصنوعی: به خاطر خلق و حق به خاطر انصاف و عدلی که داشت، از generosity و عبادت خود جدا نشد.
بخویش انصاف آن باشد که خدمت
ز مولی با شدت بر قدر نعمت
هوش مصنوعی: خود را انصاف بده که خدمت به کسی باید بر اساس میزان نعمتی که به او داده شده، با جدیت و شدت انجام شود.
حساب خود کنی تا در مقابل
عمل با مزد او گردد معادل
هوش مصنوعی: اگر حساب و کتاب کارهای خود را بکنید، در برابر اعمالتان پاداشی برابر با آن خواهید گرفت.
اگر دانی که اینمعنی محال است
چو افزون از شمار او را نوالست
هوش مصنوعی: اگر میدانی که این موضوع غیرممکن است، زیرا او به اندازهای زیاد است که نمیتوان شمارش کرد.
ز درک نعمتش اندیشه لنگ است
دو عالم از شمر آن بتنگ است
هوش مصنوعی: درک و فهم نعمتهای او برای ما دشوار و ناچیز است، زیرا هر دو جهان در برابر عظمت و ویژگیهای او ناتوان و نارسایی دارند.
مکن باری ز نعمت ناشناسی
بنعمتهای منعم ناسپاسی
هوش مصنوعی: از نعمتهای کسی که به تو لطف کرده غافل مشو و سپاسگزاری نکن.
بود کفران نعمت آنکه اعضا
نباشد بند امر و نهی مولی
هوش مصنوعی: کسی که به دستورات و راهنماییهای مولای خود عمل نکند و به نعمتهایی که دارد کفران ورزد، به درستی انسان کاملی نیست.
نکردی چونکه یکخدمت بجا تو
بده انصاف خود در هر خطا تو
هوش مصنوعی: تو در قبال هر اشتباهی که کردهای، انصاف را رعایت نکردی و به خاطر یک خدمت کوچک، نیازی به این همه بیانصافی نداشتی.