برگردان به زبان ساده
کنم تفسیر مکر از بهر عارف
وی ارداف نعمر شد با مخالف
هوش مصنوعی: من در تلاش هستم تا به بررسی و تحلیل پیچیدگی رفتارها بپردازم؛ زیرا درک عمیق این مسأله، به شناخت بهتر واقعیتها کمک میکند، حتی اگر این واقعیتها برخلاف باورهای رایج باشند.
ابا سوءادب ابقاء حالات
دگر اظهار آیات و کرامات
هوش مصنوعی: با بیادبی، وضعیتهای دیگر را نمیتوان نگه داشت یا نشان دادن نشانهها و معجزات به نتیجه نمیرسد.
که آن نه از امر باشد هم نه حدش
کند سوءادب ز اندازه ردش
هوش مصنوعی: این جمله میگوید که چیزی که به آن اشاره میشود، نه به دستوری مربوط است و نه محدودیتی در آن وجود دارد و اگر کسی بخواهد به تعصب رفتار کند یا از آن خارج شود، به نوعی بیادبی و تجاوز به مرزهای مناسب است.
کنم توضیح تا معنای مکرت
نماند مختفی بر چشم فکرت
هوش مصنوعی: میخواهم توضیح دهم تا اینکه معنی نیرنگ تو برای فکر و اندیشهات پنهان نماند.
بود مکر آنکه جای حق گذاری
مخالف بر ردیف نعمت آری
هوش مصنوعی: اگرچه حق همیشه باید در جای خود قرار گیرد، اما گاهی اوقات حق با نعمتها در تناقض است و این تناقض میتواند سبب فریب و دوری از حقیقت شود.
اگر ترک ادب بالا تصالت
زند سر ز اتصال سوء حالت
هوش مصنوعی: اگر فردی به ادب و اخلاق بیتوجهی کند و از آن فاصله بگیرد، به سرعت به پیامدهای ناخوشایند و زشتی دچار خواهد شد.
بقول و فلع با حقت ادب نیست
از آنرو هیچ در حالت طرب نیست
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که در صحبت از اشاره به حق و انصاف، ادب و نزاکت لازم نیست و این موضوع در اوضاع خوشحالکننده و شاداب برخلاف آنچه به نظر میرسد، وجود ندارد.
دگر اظهار اجاز و کرامت
بمیل خود ز مکر آمد علامت
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که بیچیزی و نداشتن خود را نشان نمیدهد و به نظر میرسد که این رفتار از روی تدبیر و فریب بوده است.
کرامت حد آن باشد که نابود
بود از خود هم از هر میل و مقصود
هوش مصنوعی: کرامت به آن معناست که انسان از خود و هر گونه خواسته یا هدفی که دارد، فارغ شود و ناپدید گردد.
خود آنهم لایق آمد در مقامی
که امر حق شود بر نیک نامی
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که فردی با ویژگیهای مثبت و نام نیک، به خودی خود شایسته میشود که در موقعیتی قرار گیرد که حقیقت و دستور الهی بر او حاکم شود. به عبارت دیگر، شایستگی و نیکنامی فرد باعث میشود تا او در شرایطی قرار گیرد که بتواند بهخوبی از حقیقت و ارزشهای اصیل دفاع کند.
بدون امر حق مکر است و مرتد
ندارد اینچنین کس اینچنین حد
هوش مصنوعی: بدون دستور خدا، هر فریبی بیاعتبار است و چنین فردی عاقبت ندارد.
کند بر خلق حق پس مکر او فاش
که این نه راهرو مردیست قلاش
هوش مصنوعی: خداوند به مردم آسیب میزند و نقشههای او به وضوح نمایان است، زیرا این روش، راه مردان واقعی نیست.
چو خیرالماکرین شاه قلوبست
در آن عینی که ستارالعیوبست
هوش مصنوعی: خداوند بهترین تدبیرکنندگان است و او بر دلها حکم رانی میکند. در چشمی که عیبها را میپوشاند و رازها را حفظ میکند، او قرار دارد.
بپوشد او ز غیرت پرده بر راز
کند مکرت ز عیبت پردهها باز
هوش مصنوعی: او به خاطر غیرت خود، پردهای بر رازها میکشد و به وسیله عیبهای تو، پردهها را کنار میزند.
ندرد پرده خلق او با هلاک
ولی تخمی که کشتی روید از خاک
هوش مصنوعی: در اینجا به این نکته اشاره دارد که اگرچه مردم از وجود او با خبر نیستند و به او آسیب میزنند، اما نتایجی که از وجود او به بار میآید، مانند دانهای است که در خاک کاشته میشود و در آینده ثمر میدهد.
هزاران پرده حق پوشید و یکبار
که افتد پرده از کارت ز تکرار
هوش مصنوعی: حق و حقیقت در هزاران لایه و پرده پنهان است و تنها یک بار که پرده کنار رود، متوجه خواهی شد که همواره در تکرار و تکرار بودهای.
دلت آزرده و جانت غمین شد
بخود پیچی چرا یعنی چنین شد
هوش مصنوعی: دل تو ناراحت و جانت غمگین شده است، پس چرا به خودت پیچ و تاب میزنی و این حال و هوا را ایجاد کردهای؟
چرا صد بار دزیدم نهان ماند
کنون شد فاش و از من داستان ماند
هوش مصنوعی: چرا که بارها کار ناپسند کردهام و پنهان مانده بود، اما اکنون فاش شده و داستان من بر جای مانده است.
تو مینالی که چون شد کار من فاش
یکی نالد که یارب کن تو رسواش
هوش مصنوعی: تو ناراحت میشوی که وقتی کار من آشکار شد، کسی بلند فریاد کند و از خدا بخواهد که تو را رسوا کند.
تو اینجا نالی آنجا صاحب مال
تو و او هر دو زین دلگیر و بدحال
هوش مصنوعی: تو در اینجا در حال گریه و نالیدن هستی، در حالی که آن طرف شخصی دیگر صاحب ثروت و دارایی است. اما هر دوی شما از دلایل مختلفی ناراحت و در وضعیت بدی به سر میبرید.
نه تنها منحصر سرقت بمال است
که او را قسمها در احتمال است
هوش مصنوعی: نه تنها دزدی به مال دیگران محدود نیست، بلکه او برای توجیه کارهایش به احتمالها و قسمهای مختلفی نیز متوسل میشود.
مراد از حالت مکر و دغل بود
بیان سرقت از بهر مثل بود
هوش مصنوعی: این بیت اشاره به نوعی فریب و نیرنگ دارد که در آن به دزدی یا سرقت به نحوی غیرمستقیم اشاره میشود. در واقع، نشان میدهد که در لفافهای از صحبتهای زیبا و فریبنده، یک عمل ناپسند مثل دزدی در حال وقوع است.
هر آن مکار حیلت پیشه دزد است
نه او مایه در کار و نه مزد است
هوش مصنوعی: هر کسی که با تزویر و فریبکاری زندگی میکند، در واقع نوعی دزد است؛ چرا که نه کاری برای رفاه دیگران انجام میدهد و نه در ازای آن پاداشی میگیرد.
کنی غیبت ز مسکین فقیری
تو را غیبت کند صاحب سریری
هوش مصنوعی: اگر درباره ی فردی ضعیف و بیبضاعت غیبت کنی، همان فردی که مورد غیبت قرار گرفته، در آینده تو را به همان شکل غیبت خواهد کرد.
برنجی کو چرا این ناساز گفت
تکافی بدمرنج از او جفا گفت
هوش مصنوعی: چرا این شخص به تو بیدلیل و بیسبب ظلم کرده است؟ او را به حال خود بگذار و ناراحت نشو.
کنی اظهار حالتها باقسام
که آری ساده لوحی را تو در دام
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که تو با نشان دادن حالتها و رفتارهای مختلف خود، سادگی و بیخبری را در دیگران به وجود میآوری و آنها را در تلهای گرفتار میکنی.
نخواهد با تو کرد آنکس وفائی
نماند بر تو جز رنج و عنائی
هوش مصنوعی: کسی که به تو وفا نخواهد کرد، تنها رنج و مشکلاتی برای تو باقی میگذارد.
شکایتها کنی کو بیوفا بود
ندانی کان ز تبدیل خدا بود
هوش مصنوعی: شکایت میکنی از کسی که بیوفاست، در حالی که نمیدانی تغییرات و ناپایداریها نتیجهی خداوند هستند.
گر او بد بیوفا تو عار بودی
ز دامت رست چون مکار بودی
هوش مصنوعی: اگر او به وفا عمل نمیکرد، تو هیچ عیبی نداشتی و به خاطر دام او رنج نمیبردی، چون تو نیز در فریبکاری نقش داشتی.
ز دام تو نه او با عقل خود رست
که مکر و حیلتت راهش چنین بست
هوش مصنوعی: از دام تو هیچکس با عقلش نجات نیافت، زیرا ترفندها و حقههای تو او را به اینجا کشاند.
شکایت کن ز خود کاندر مه و سال
نمائی آب را پابند غربال
هوش مصنوعی: شکایت کن از خودت، چرا که در میان ماه و سال، آبی را در غربال نگه میداری.
طلسمی را نمودی پر ز اسمی
خود از نکبت فتادی در طلسمی
هوش مصنوعی: به تو نشان دادند که مملو از نامها و نشانههاست، اما تو از بدبختی و مشکل در آن گرفتار هستی.
نگردد حاصل از وی مدعایت
به پیچد نکبتش بر دست و پایت
هوش مصنوعی: نتوانی به دست آوردن چیزی که از او انتظار داری، و بدبختیاش بر سرت خراب میشود.
دهی خرج آنکه صاحب قدرتم من
نه تنها مستجاب الدعوتم من
هوش مصنوعی: در این بیت بیان میشود که من به خاطر مقام و قدرتی که دارم، از آنهایی هستم که دعا و درخواستشان به اجابت میرسد و به همین دلیل برای دیگران نیازها و خواستههایشان را برآورده میکنم.
زم من گر بر نیامد حاجت تو
یقین بوده است فاسد نیت تو
هوش مصنوعی: اگر خواستهات از من برآورده نشد، قطعا نیت تو درست نبوده است.
و یا بختت ز فعل بد بخوابست
دعای من و گرنه مستجابست
هوش مصنوعی: شاید به خاطر کارهای نادرستت، شانس تو خوابیده است و دعای من اگر نبود، سَرَکَش بود.
قضا را ور شود کار یکی راست
بخرج او دهی کز همت ماست
هوش مصنوعی: اگر کاری به قضا و قدر سپرده شود، خواهی دید که او به روش خود پیش خواهد رفت، زیرا این نتیجه تلاشی است که ما انجام دادهایم.
دهی بس وعدها کامسال نیکو
شود کارت بمن گر باشدت رو
هوش مصنوعی: اگر تو به من روی بیاوری، وعده میدهم که با کارهای خوب، دهی بهسان بهشت برایت بسازم.
اگر شد کرده است آقا کرامت
وگر نه کس نیاید بر ملامت
هوش مصنوعی: اگر آقا لطف و بزرگواری کند خوب است، وگرنه هیچکس حق ندارد دیگران را سرزنش کند.
وگر هم مرد گوئی خیرش این بود
بما شد بیارادت اینچنین شد
هوش مصنوعی: اگر هم بگویی که او مرد، خوب است، اما برای ما اینگونه پیش آمد که بدون خواست و اراده ما، این وضعیت به وقوع پیوست.
دگر هر جا که بینی احمقی هست
تو را زان احتمال رونقی هست
هوش مصنوعی: هرجا که احمقها را ببینی، احتمال دارد که تو هم با آنان در ارتباط باشی و این میتواند به نفع تو باشد.
ز هر کس پرسی احوالش بتدبیر
که میلش چیست از تسخیر واکسیر
هوش مصنوعی: از هر کس که حالش را جویا شوی، با دقت بپرس که چه چیزی او را جذب میکند، چه او را به تسخیر وادار میکند.
کین پس پیره زالی را روانه
بسوی اهل بیتش بافسانه
هوش مصنوعی: این بیت به بیان این نکته میپردازد که یک شخص مسن و با تجربه، به سوی خانوادهاش میرود و داستانها و قصههای مختلفی را با خود حمل میکند.
که آقا از چه نشناسد فلان را
که آورده بتسخیر آسمان را
هوش مصنوعی: چرا کسی فلان شخص را نشناسد، در حالی که او همواره در کنترل آسمان است؟
سپهر الا بمیل او نگردد
جز از وی کار کس نیکو نگردد
هوش مصنوعی: آسمان به اراده او تغییر میکند و هیچکس نمیتواند به خوبی و صلاح دست یابد، جز به خواست و اراده او.
فرستی هم ز بیرون واسطه پس
که اوصاف تو گوید نزد آنکس
هوش مصنوعی: اگر کسی را به نزد ما بفرستی تا از ویژگیهای تو بگوید، پس آن شخص غیر از خود تو نمیتواند به درستی تو را توصیف کند.
ز بیرون و درون گویند حالت
رود تا احتمالش بر کمالت
هوش مصنوعی: از درون و بیرون، ویژگیهای رود را بیان میکنند تا نشان دهند چقدر به کمال نزدیک است.
بخواهد مر تو را وقتی بخلوت
فتد ز افسونت اندر دام حیلت
هوش مصنوعی: وقتی کسی در تنهایی خود تو را بخواهد، به دلیل جاذبه و فریبندگیات به دام ترفندهایت میافتد.
زهر جا صحبت آری خاصه زاکسیر
ز نیر نجات و رمل و جفر و تسخیر
هوش مصنوعی: هر جا که صحبت از مسائل خاص و دلیلهای نجاتدهنده به میان بیاید، که شامل علمهایی همچون رمل، جفر و تسخیر است، باید دقت ویژهای به خرج داد.
خود از احظار ارواح و اجنه
ز کارآگه توان شد بیمظنه
هوش مصنوعی: اگر انسان از آگاهی خود از وجود روحها و جنها بهره ببرد، میتواند بدون شک و تردید به واقعیتها پی ببرد.
علاج هر مرض ز احضار نیکو
توان پرسید از روح ارسطو
هوش مصنوعی: برای درمان هر بیماری، باید از دانش و حکمت ارسطو، که نماد اندیشمندی و خرد است، یاری گرفت.
تو خواهی شاه شد پرسیدهام من
ز کشف احوال خلقان دیدهام من
هوش مصنوعی: تو به زودی مقام والایی به دست خواهی آورد، چون من در حال تحقیق درباره وضعیت مردم بودهام و تجربههایی را دیدهام.
شوی یا خود و زیر و صدر و سالار
ولی خصمت شکست آرد بهر کار
هوش مصنوعی: تو باید خود را به شکلی تربیت کنی که همواره بر دشمنان خود پیروز شوی و در هر کاری موفق باشی.
مراحرزیست نیکو در مطالب
بخصم از وی توان گردید غالب
هوش مصنوعی: مرا درک و فهم خوبی از مطالبی دارم که میتواند به من کمک کند تا بر دشواریها پیروز شوم.
دگر دارم طلسمی بهر اهلاک
خواهم داشت آنرا از تو امساک
هوش مصنوعی: من طلسمی دارم که میخواهم برای نابودی استفاده کنم و نمیخواهم آن را از تو پنهان کنم.
که بر دفع عدو باشد مجرب
بود هم موجب اقبال و منصب
هوش مصنوعی: کسی که تجربه و مهارت در دفع دشمن دارد، همواره مورد توجه و مورد قبول قرار میگیرد و برای او موقعیتهای شغفی و اجتماعی فراهم میشود.
دگر تا چیست مشی و مشرب او
مراد و عقل و قدر و مطلب او
هوش مصنوعی: آیا میدانیم که روش و شیوه زندگی او چیست؟ آنچه او به دنبال آن است، عقل و درک و هدف او چگونه است؟
اگر بینی ز اهل فقر و حالش
دروغ و راست گوئی از رجالش
هوش مصنوعی: اگر مشاهدهگری از افراد فقیر و اوضاعشان، باید با صداقت دربارهی آنها صحبت کنی و حقیقت را بگویی.
که من بس دیدهام اهل ریاضات
شده ز اقطاب و اوتادم افاضات
هوش مصنوعی: من بسیاری از کسانی را دیدهام که به تمرینهای روحانی و معنوی پرداختهاند و از بزرگان و اهل معرفت بهرهمند شدهاند.
نکردم خود قبول ار نه باسناد
مرا هست از مشایخ اذن ارشاد
هوش مصنوعی: من خودم را قبول ندارم، اما اگر نتوانم بهطور مستقیم از مشایخ اجازه ارشاد بگیرم، باز هم دارای اعتبار هستم.
بسی از بهر تشویق و نویدم
بسیر آید جنید و با یزیدم
هوش مصنوعی: بسیاری از آنها برای تشویق و نوید به سراغ من میآیند و مرا به جنید و یزید تشبیه میکنند.
اما عصر را بینم مکرر
نیوشم ز و سخنها در برابر
هوش مصنوعی: اما در عصر، بارها میبینم که سخنان مختلفی را از دیگران میشنوم و با آنها مواجه میشوم.
شود زانحضرتم حل مشاکل
ازو پرسم بهر وقتی مسائل
هوش مصنوعی: از آن حضور با عظمت، مشکلاتم حل میشود و در هر زمانی خواهم پرسید که مسائل چهطور حل شوند.
خبر داد آن فلان از وقت فوتش
بحس دیدم من او را بعد موتش
هوش مصنوعی: خبر داده بودند فلانی دربارهی زمان مرگش، من او را بعد از وفاتش در خواب دیدم.
و گر ذکری رود از شیخ و پیری
بنفیش آری از هر جا نظیری
هوش مصنوعی: اگر نامی از یک شیخ و پیر به میان بیاید، باید بگوییم که او را از هر جایی میتوان یافت و همتایانی نیز دارد.
که او را دیدهام من مست دوغ است
زویگر گفته کس چیزی دروغست
هوش مصنوعی: من او را دیدهام که مست و سرحال است و از دوغ مینوشد؛ اگر کسی هم چیزی برعکس بگوید، دروغ میگوید.
مگر کان مرده باشد یا که غایب
که نفی او نگردد بر تو واجب
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که تنها در صورتی میتوان شخصی را از معرکه زندگی حذف کرد و نسبت به او بیتوجه بود که او دیگر وجود نداشته باشد یا اینکه غایب و دور از دسترس باشد. در غیر این صورت، از تو انتظار میرود که آن شخص را نادیده نگیری و به او توجه کنی.
زنی پا بر حقوق خلق و خالق
نمائی خویش را کاذب و فاسق
هوش مصنوعی: زنی که پایمال کردن حقوق مردم و خالق را نشان میدهد، در واقع خود را دروغین و گناهکار نشان میدهد.
بنصب باطلی حق را کنی عزل
بپوشی چشم از ستار ذوالفضل
هوش مصنوعی: چنانچه با دلایل نادرست حق را از مقام خود برکنار کنی، چشمپوشی از نعمتها و بخششهای بزرگ خداوند را به همراه خواهد داشت.
که هر آنت دهد صدگونه نعمت
کشتی بیآنکه از مخلوق منت
هوش مصنوعی: هر چیزی که به انسان داده میشود، انواع و اقسام نعمتها را به او میبخشد، بدون اینکه از کسی دیگر چیزی بخواهد یا به کسی نیاز داشته باشد.
خود این شخصی که بر وی بدفسونت
شود واقف گر از حال درونت
هوش مصنوعی: این فردی که بر تو تأثیر منفی میگذارد، به خوبی از وضعیت درونی تو آگاه است.
که هستی اینچنین زراق و شیاد
دهد خاکت به پیش خلق بر باد
هوش مصنوعی: تو که با این ظاهری فریبنده و نیرنگباز هستی، به زودی خاکت برای مردم به باد خواهد رفت.
تقرب جو بستارالعیوبی
که پوشد عیبت از هر زشت و خوبی
هوش مصنوعی: نزدیک شدن به خدایی که عیبها را میپوشاند، موجب میشود که عیبهای هر فردی را از هر بدی و خوبی پنهان کند.
یکی ناری زستاری حق یاد
گمانت کز عیوبی جمله آزاد
هوش مصنوعی: کسی که به یاد خدا و خوبیهای او است، از تمامی عیبها و نقصها آزاد است و دلش روشن و پاک میماند.
بهر روزی دو صد عیب از تو ظاهر
شود وانرا بپوشد حق ساتر
هوش مصنوعی: هر روز دوصد عیب از تو نمایان میشود، اما حق او را میپوشاند و پنهان میکند.
وگر زان مکرهای بیشمارت
یکی پیدا شود در روزگارت
هوش مصنوعی: اگر در زندگیات حتی یکی از فریبها و ترفندهای زیادت آشکار شود، تأثیری عمیق خواهد گذاشت.
شوی غمگین که این چون برملا شد
بهشتم زی فضیحت کربلا شد
هوش مصنوعی: ای غمگین شو، چرا که وقتی این راز فاش شد، بهشت من به خاطر فضیحتهای کربلا به جهنم تبدیل گشت.
شود گر مکرها از پرده پیدا
همه اسرار مکتومت هویدا
هوش مصنوعی: اگر دروغها و فریبها از پنهان بودن خارج شوند، تمام رازهای پنهان تو مشخص و آشکار خواهد شد.
مجسم گردد آنحال و فعالت
که میپوشد ز رحمت ذوالجلالت
هوش مصنوعی: آن حال و فعالیت تو چنان مشهود میشود که رحمت خداوند بزرگ آن را در بر میگیرد.
قباحتها که باشد قاف تا قاف
دهی آن لحظه بر نفس خود انصاف
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که زمانی که کارهای زشت و ناپسند در نظر تو جلوه میکند، باید در آن لحظه با خودت انصاف داشته باشی و قضاوت درست و منطقی انجام دهی.
که اینها جمله در من مکتتم بود
اگر پوشید ستار از کرم بود
هوش مصنوعی: اگر خداوند من را نپوشاند و ستر و حجاب نکند، تمام این اسرار و نکات که در من وجود دارد، برای همه نمایان میشد.
یکی را هم بحکمت کرد واضح
که گردد بنده نادم از قبایح
هوش مصنوعی: کسی که از روی حکمت و بصیرت به عمل بپردازد، به تدریج به این نتیجه میرسد که از کارهای ناپسند خود پشیمان شود.
حقیقت آنهم از ستاریش بود
نشان یاری و غفاریش بود
هوش مصنوعی: حقیقت، خود را از پردهپوشیاش نمایان میکند و نشانهی کمک و بخشش او است.
تو پنداری که با این جمله عیبت
بود اخلاق نیکو بیزریبت
هوش مصنوعی: شما گمان میکنید که با این حرف، عیبجویی از شماست، در حالی که داشتن اخلاق خوب هیچ آسیب و عیبی ندارد.
خود این عیبی است اعظم زانکه جهل است
نپنداری که عیب جهل سهل است
هوش مصنوعی: این خود بزرگترین عیب است که فکر کنی جهل یک عیب ساده و بیاهمیت است.
بود نادر که علام الغیوبت
کند ظاهر یکی از صد عیوبت
هوش مصنوعی: در اینجا میگویند که نادر است که کسی از میان صد عیب تو یکی را به وضوح بفهمد و درک کند. این به این معناست که شناخت عیوب و نقصهای انسان سخت و نادر است.
مگریابی تنبه وز رذائل
نمائی رو بخیرات و فضائل
هوش مصنوعی: اگر از بدیها دست بکشی و به خوبیها و فضایل روی آوری، میتوانی به رشد و بهبود خود ادامه دهی.
بترس از آنکه خیرالما کرینت
بخود دایم نماید نازنینت
هوش مصنوعی: از کسی که به تو محبت میکند و همیشه به تو توجه دارد، بترس؛ چون ممکن است این محبت به ضررت تمام شود.
نیاید در خیالت کین طلسم است
فساد جان در این اصلاح جسم است
هوش مصنوعی: در ذهن خود تصور نکن که این یک طلسم است، زیرا بیماری روحی در این بهبود جسمانی وجود دارد.
ببندد چشم قلبت تا که محجوب
بمانی از عیوب نفس معیوب
هوش مصنوعی: چشم دل خود را ببند تا از نقصها و عیبهای نفس خود آگاه نشوی و دور بمانی.
یکی اندر حساب نفس خود باشد
بنیکوئی بفکر نیک و بد باش
هوش مصنوعی: هر فرد باید در زندگی به فکر حساب و کتاب خویش باشد و برای بهبود وضعیت خود توجه به خوبیها و بدیها داشته باشد.
حساب جزء و کل را موبمو کن
ره اندر مکرهای تو بتو کن
هوش مصنوعی: حساب و کتاب جزئیات و کلیات را به دقت انجام بده و در هر مرحله از فریبها و نیرنگها آگاه باش.
ز بره سالکان اندر نهانی
بود فرض انتقال این معانی
هوش مصنوعی: در گامهای سلوک، معناها بهصورت پنهانی وجود دارند و انتقال این مفاهیم ضروری است.