برگردان به زبان ساده
دگر قشرت بظاهر رهنمون است
که علم باطن اندر وی مصونست
هوش مصنوعی: ظاهر بعضی افراد ممکن است جذاب و راهنما به نظر برسد، اما در واقع، عمق و دانش باطنی آنها محفوظ و مخفی است.
شود محفوظ باطنها بظاهر
چو در صندقها لعل و جواهر
هوش مصنوعی: درون چیزها مانند گنجینههایی است که در ظاهر چیزی معمولی به نظر میرسند، اما در باطنشان جواهرات و لعلهای قیمتی نهفته است.
رسد تا میوه از قشریم ناچار
نشد بیقشر هرگز پخته اثمار
هوش مصنوعی: میوه به مرحلهی پختگی و رسیدن نخواهد رسید، مگر اینکه از پوست و قشر خود جدا شود. برای اینکه به کمال و پختگی برسد، لازم است که از قید و بندها رها شود.
میان نی شود پرورده شکر
دگر هم در صدفها در و گوهر
هوش مصنوعی: در دل نی، نهالی از شکر رشد میکند و در صدفها، مروارید و گوهر به وجود میآید.
شریعت قشر و مغز آمد طریقت
بنسبت همچنین باشد حقیقت
هوش مصنوعی: در اینجا میگوید که شریعت مانند پوست یک میوه است و طریقت همچون مغز آن میباشد. حقیقت نیز به همین نسبت و در ارتباط با این دو است. به عبارت دیگر، شریعت و طریقت هر کدام جایگاه خاص خود را دارند و حقیقت در عمقِ این دو نهفته است.
ز صورت رو بمعنی گر توانی
نما پس جمع صورت با معانی
هوش مصنوعی: اگر میتوانی، ماهیت و درون خود را از طریق ظاهرت نشان بده. پس با درک و فهم عمیق، ظواهر را با معانی عمیقتر ترکیب کن.
ز قشرت قصد لب است این عیانست
ولی در پوست این مغزت نهانست
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که همیشه هدف اصلی و اصلیتر از ظواهر آشکار است، اما حقیقت عمیقتر در درون وجود دارد و نیاز به دقت و تامل دارد تا کشف شود.
بهم این هر دو ملزومند و لازم
عمل بر هر دو دارد مرد حازم
هوش مصنوعی: این دو امر به یکدیگر وابستهاند و برای مرد مسئول و جدی لازم است که بر هر دو عمل کند.
یکی گر زین دو شد از عبد مفقود
عجب باشد که ره یابد بمقصود
هوش مصنوعی: اگر یکی از دو گروه (خدا و بنده) از بندهای به کلی گم شود، چه چیز عجیبی است اگر او بتواند به مقصود خود برسد.
شود در ترک صورت راه مشکل
بندرت میرسد باری بمنزل
هوش مصنوعی: گاهی در راه رسیدن به زیباییها، دشواریها و موانع زیادی وجود دارد و فقط در موارد نادر میتوان به هدف نهایی دست یافت.
بحفظ قشر باید سعی نغزت
مگر وقتی که شد پروده مغزت
هوش مصنوعی: برای حفظ ظواهر و ظاهر خوب، باید تلاش کنی، مگر زمانی که فکر و عقل تو به بلوغ و پختگی برسد.
رسیدت هم چه مغز از کف منه پوست
که گوهرهای لب محفوظ در اوست
هوش مصنوعی: وقتی که به تو میرسد، چه مقدار از این دنیا به نظر من کمارزش است، چون در درون خود چیزهای گرانبهایی دارم که باید از آنها محافظت کنم.
هر آنکس را بود لعل و جواهر
بکار افزون بدش صندوق و ساتر
هوش مصنوعی: هر کسی که گنج و جواهراتی داشته باشد، نباید در کنار آنها خود را به دیگران نشان دهد و باید پوشیدگی و احتیاط را رعایت کند.
کسی کز زرو گوهر باشد آزاد
نخواهد حجره و صندوق فولاد
هوش مصنوعی: کسی که دارای جوهر و ارزش واقعی باشد، هرگز به دنبال قید و بندها و محدودیتهای دنیوی نخواهد بود.
وگر هم باشدش صندوق وحجره
ز دزد ایمن بود کو کند حفره
هوش مصنوعی: اگرچه ممکن است که او صندوق و اتاقی داشته باشد، اما از دزد در امان نیست، چون او میتواند سوراخی در آن ایجاد کند.
چو دزد آمد نخواهد برد چیزی
نیرزد بیت مفلس بر پشیزی
هوش مصنوعی: وقتی دزد به خانهای میآید، اگر چیزی ارزشمند پیدا نکند، در واقع هیچ چیزی نمیبرد. خانهای که فاقد ارزش است، چیزی برای از دست دادن ندارد.
فقیه خشک جز ریش و ورم نیست
گرش معنی نباشد هیچ غم نیست
هوش مصنوعی: فقیه خشک تنها ریش و ظاهری دارد و اگر معنایی در سخنش نباشد، هیچ مشکلی نیست.
بدست آورده او دنیا و مالی
حروف و نقش خالی از کمالی
هوش مصنوعی: او دنیای پر از مال و ثروت را به دست آورده، اما نوشتهها و نشانههایش از کمال و زیبایی خالی است.
بوقت مرگ بادش رفت و تن ماند
همان هیکل که بود اندر کفن ماند
هوش مصنوعی: در هنگام مرگ، روح انسان از بدن جدا میشود و بدن او به همان حالت قبلیاش درون کفن باقی میماند.
تو گودنیا بد او را تا گه موت
نبودش معنیی کز وی شود فوت
هوش مصنوعی: شما را برای آنچه که هستید، تا زمانی که مرگ به سراغتان نیامده است، آماده میکند. اینکه چه چیزی از شما به جا میماند، تا آن زمان معنایی ندارد.
نماند از وی بدلها غیر نیشی
چه باشد قیمت دستار و ریشی
هوش مصنوعی: از او غیر از زخم زبانی چیزی باقی نمانده است؛ دیگر ارزش عمامه و ریش چه هست؟