برگردان به زبان ساده
دردا که سربرهنه چو خورشید از این درم
دشمن برد علانیه کشور به کشورم
هوش مصنوعی: افسوس که دشمن به راحتی و بدون ترس از عواقب، سرزمینم را از یک سو به سوی دیگر میبرد و من در اینجا مانند خورشید برهنه و آسیبپذیر ایستادهام.
مژگان به چشم خنجرم آید به خون و خاک
آغشتهات چگونه بدینحال بنگرم
هوش مصنوعی: چشمهای تو مانند خنجر بر دل من مینشیند و با دیدن تو که در خون و خاک غرق شدهای، نمیدانم چگونه باید به این وضعیت نگاه کنم.
نز خصم رخصتم که به بر گیرمت چو خاک
خاکم به فرق باد که از خاک کمترم
هوش مصنوعی: اجازه نمیدهم که دشمن به من نزدیک شود، چون مانند خاکی هستم که در برابر باد قرار گرفتهام و از خاک هم ناتوانتر هستم.
نز چرخ مهلتی که زمانی به اشک خویش
این گرد و خاک و خون ز جبین تو بسترم
هوش مصنوعی: از آسمان وقتی فرصتی برایم نمانده که با اشکهای خود این غبار و خون را از پیشانیات پاک کنم.
نز دور دولتم که علیرغم بدسگال
جان نیز جبههسا به قدوم تو بسپرم
هوش مصنوعی: از دوری از خوشبختی و خوشیهای زندگی، با وجود مشکلات و سختیها، جانم را به خاطر آمدن تو فدای تو میکنم.
نز بخت فرصتم که سپارم تنت به خاک
دفنت نکرده میروم ای خاک بر سرم
هوش مصنوعی: از روی بخت خوبم، فرصتی ندارم که بدنت را به خاک بسپارم و هنوز هم بدون اینکه تو را دفن کرده باشم، میروم و ای خاک، بر سرم ریخته میشود.
با اهتمام قوم جز اینم علاج نیست
بگذارمت به ناحیه برجای و بگذرم
هوش مصنوعی: با توجه به تلاش و همت مردم، چارهای دیگر غیر از این نمیبینم که تو را در مکانی مناسب بگذارم و خودم بروم.
قتل تو خود نمونه پس از کفر و ارتداد
اسلام این جماعت از آن نیست باورم
هوش مصنوعی: کشتن تو خود نشانهای از کفر و ترک دین این گروه است و من به این موضوع باور ندارم.
هجده تن از نژاد محمد به خون و خاک
بیجرم خفته، پیش که این ماجرا برم
هوش مصنوعی: هجده نفر از نسل پیامبر محمد در این سرزمین بیگناه و به دست دشمنان کشته شدهاند. حالا از چه کسی باید بخواهم که این مسأله را بررسی کند؟
جمعی دگر اکابر دین را به تیغ کفر
سرها جدا فتاده ز پیکر برابرم
هوش مصنوعی: عدهای از بزرگان دین به دلیل کفر و نفاق با خشونت مورد حمله قرار گرفته و جانشان را از دست دادهاند و من نیز در برابر این ظلم و ناامنی قرار دارم.
اینک روم به یثرب و دارم به حمل خویش
صد کاروان غم از پی سوغات مادرم
هوش مصنوعی: اکنون به یثرب میروم و با خود صدها کاروان غم را به عنوان سوغاتی از مادرم دارم.
این غل و دستگیری بیمار اهلبیت
آن پایمال کردن نعش برادرم
هوش مصنوعی: در اینجا اشاره شده است به ظلم و ستمی که بر اهل بیت روا داشته میشود و نشان میدهد که این رفتار نادرست و بیرحمانه همچون بیاحترامی به بدن برادر گرامیاش است. به نوعی، این بیت نشان دهنده درد و رنجی است که به خاطر ستم بر خانوادهاش احساس میکند.
یک جا شهادت تو و فرزند و اقربا
یک جا اسیری خود و بیچاره خواهرم
هوش مصنوعی: شهادت تو و بچههایت در یک جا، و در همان لحظه اسیری خودم و خواهر بیچارهام در جایی دیگر اتفاق افتاد.
پس گفت یارب اینهمه را قدر هیچ نیست
صد جان و سر به درگهت ار تحفه آورم
هوش مصنوعی: پس گفت: ای خداوند، این همه نعمتها و جان و سر من در مقابل تو ارزش و بهایی ندارند، حتی اگر من جانم را به درگاه تو هدیه کنم.
باری نگاه لطف به آل رسول کن
در فضل خویش هدیهٔ ما را قبول کن
هوش مصنوعی: پس لطفی کن و به خاندان پیامبر نگاهی محبتآمیز داشته باش و هدیه ما را به عنوان نشانهای از فضل خود بپذیر.