برگردان به زبان ساده
زین برق شعلهبار که در بحر و بر فتاد
آتش نهان و فاش به هر خشک و تر فتاد
هوش مصنوعی: از این آذرخش درخشانی که در دریا و خشکی فرود آمد، آتش نهانی به روشنی بر هر چیز خشک و تر افکنده شد.
پهلو تهی کنند زمین و آسمان همه
از حمل این بلیه که کوه از کمر فتاد
هوش مصنوعی: زمین و آسمان دربارهٔ این فاجعه به خود میلرزند، چرا که کوه از ارتفاع خود سقوط کرده است.
ای نخل نینوا چه نهالی تو کز نخست
جان بود و سر به پای تو هر برگ و بر فتاد
هوش مصنوعی: ای نخل نینوا، چه درختی هستی تو که از ابتدا جاندار بودهای و هر برگ و برکت تو بر زمین میافتد.
زین داستان دو سوی فلک صبح و شام بین
کش جای اشک از مژه خون جگر فتاد
هوش مصنوعی: در این داستان، دو طرف آسمان را در صبح و شام ببین که چگونه اشکها از چشمان جاری میشود و خون دل بر زمین میریزد.
در باغ دین ز تیشهٔ بیداد دمبهدم
نخلی ز پا درآمد و سروی به سر فتاد
هوش مصنوعی: در باغ دین، هر لحظه، به سبب ظلم و ستم، درختی از ریشه کنده میشود و درخت دیگری به زمین میافتد.
بعد از تو عذب کوثر و تسنیم کی عجب
در کام کاینات اگر ناگور فتاد
هوش مصنوعی: پس از تو، چه لذتی از آبهای زلال و بهشتی میتوان داشت؟ عجب که این جهان نیز اگر به نام تو ناامید شود، در کامش تلخی و رنج بوجود میآید.
تا پایمال پهنه شد آن چهر خاکسود
در بحر خون ز بام فلک طشت زر فتاد
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که در اینجا اشاره به سقوط یا نابودی چیزی با ارزش و باشکوه وجود دارد. چهرهٔ خاکی و طبیعی به طرز عجیبی در میان دریا و عمیقترین حالتها غرق شده و در عین حال تکهای از طلا (نماد ثروت و ارزش) از آسمان به پایین میافتد. به طور کلی، این بیت تصویری از تحولات و تضادهای عمیق در زندگی و طبیعت را به تصویر میکشد.
پیر و جوان شدند طلبکار قتل خویش
آن خانواده را چو به مقتل گذر فتاد
هوش مصنوعی: پیری و جوانی به دنبال انتقام و حسابخواهی از کسانی هستند که باعث مرگ آنها شدهاند. وقتی آن خانواده به مکانی که قرار است در آنجا کشته شوند میرسند، همه از آنان طلبکار میشوند.
جانها بهجای ناله ز دلها به لب دوید
دلها به جای قطره ز رخها به بر فتاد
هوش مصنوعی: جانها بهجای آنکه ناله کنند، از دلها به لبها جاری شد و دلها بهجای اشک، بر چهرهها نشسته است.
هر داغدیده دیدهٔ او هرچه کار کرد
بر کشتههای پارهٔ بیسر نظر فتاد
هوش مصنوعی: هر کسی که درد و غم خود را از او میبیند، هر چه انجام دهد، نگاهش به بدنهای بیسر و کشته شده معطوف میشود.
خواهر ز یک طرف به برادر نگاه دوخت
مادر ز یک جهت نظرش بر پسر فتاد
هوش مصنوعی: خواهر از سمت خود به برادرش نگاه کرد و مادر هم از سمت دیگر به پسرش توجه داشت.
یک سو رقیه قالب اصغر به بر کشید
یک سو سکینه بر سر نعش پدر فتاد
هوش مصنوعی: در یک طرف، رقیه بر روی بدن کوچکترین برادرش نشسته و در طرف دیگر، سکینه بر روی جسد پدرش افتاده است.
بیسر به خاک خفته بهخونغرقه پیکری
کز دیدنش به جان اسیران شرر فتاد
هوش مصنوعی: بدون سر به زمین افتاده و در خون غوطهور است، بدنی که از دیدنش آتش در دل عاشقان میافکند.
زینب دوید و خم شد و رخ کند و اشک ریخت
وآنگه به ناله گفت و بدان کشته در فتاد
هوش مصنوعی: زینب به سرعت به سمت او دوید، خم شد و صورتش را به او نزدیک کرد، اشکهایش را با حسرت ریخت و در حالی که ناله میکرد، به یاد او به یاد مظلومیتش در افتاد.
کآیا تو خود برادر جانپرور منی
آیا بهراستی پسر مادر منی
هوش مصنوعی: آیا تو واقعاً برادر من هستی؟ آیا واقعاً پسر مادرم هستی؟