برگردان به زبان ساده
بگذر صبا به بزم جفا کرده یار ما
با وی پس از سلام بگو کای نگار ما
هوش مصنوعی: به نسیم بگو که به مهمانی یار ما که به ما ظلم کرده، بگذرد و بعد از سلام به او بگو که ای زیبای ما.
ما را در التزام صبوری ز هجر خویش
مفشار ز پا دگر که شد از دست کار ما
هوش مصنوعی: ما را در وفاداری و صبر نسبت به دوری خود سختی نده، چرا که دیگر تاب تحمل کارهایمان را نداریم.
سلطان غم به ملک دل افتاد و چاره چیست
گر تاب این سپاه نیارد حصار ما
هوش مصنوعی: غم در دل ما مانند سلطانی فرمانروایی میکند و راهی برای گریز از آن نیست، زیرا اگر این جمعیت درد و غم نمیتواند از حصار دل ما خارج شود، چه باید کرد؟
ما تشنه ی زلال توایم ار نه سال هاست
کاین سیل اشک می گذرد از کنار ما
هوش مصنوعی: ما به آب زلال تو نیازمندیم، وگرنه سالهاست که این سیل اشک از کنار ما میگذرد.
روزی قدم بر او ننهادی و زین امید
عمری تخفت دیده ی شب زنده دار ما
هوش مصنوعی: روزی به او توجه نکردی و به همین امید، عمرمان را با خستگی و خواب آلودگی شب زندهداری گذراندهایم.
چون خاک سر به پای تو جاوید سودمی
در کف گذاشتی فلک از اختیار ما
هوش مصنوعی: هرچند که به خاک پای تو میسپرند، تویی که در دست تو گنج و سودای جاودانی قرار دارد و آسمان از اختیار ما بیرون رفته است.
خیزیم از آستان تو روزی که بخت نیک
بر طرف دامن تو نشاند غبار ما
هوش مصنوعی: بیایید از درگاه تو برخیزیم در روزی که شانس خوب بر دامن تو نشانهای از گرد و غبار ما بگذارد.
سر در رهت فکنده و شرمنده ام بسی
پیداست شرمساری ما از نثار ما
هوش مصنوعی: من تمام زندگیام را در راه تو صرف کردهام و به شدت خجالتزدهام. این خجالت به وضوح از نثار محبت و فداکاریام برای تو پیداست.
یک بار اگر به تربت عشاق بگذری
جان ها به جای سبزه دمد از مزار ما
هوش مصنوعی: اگر یک بار به قبرستان عاشقان بروی، جانها به جای گل و سبزه از مزار ما رونق میگیرد.
افتاد تا به نامه نوشتم حدیث شوق
آتش به خامه از نفس شعله بار ما
هوش مصنوعی: تا جایی که نامه نوشتم، داستان شوق را بیان کردم که مانند آتش، از نفس ما شعله ور شده است.
از عاشقی هر آنچه صفایی رقم زدیم
در صفحه ی زمانه بود یادگار ما
هوش مصنوعی: ما در عشق و عاشقی هر روز صفا و زیبایی به زندگی اضافه کردیم و این خاطرات زیبا برای همیشه به عنوان یادگار در تاریخ باقی خواهد ماند.