برگردان به زبان ساده
الا ماهم الا یارم الا جان
گلستانم گلستانم گلستان
هوش مصنوعی: فقط یار من است، فقط جانم که باغی پر از گل است، باغی پر از گل.
جدایی تا گزیدم زان سر کوی
پشیمانم پشیمانم پشیمان
هوش مصنوعی: جدایی از آنجا که به من آسیب رسانده، باعث شدهام تا حسرت و پشیمانی را در خود احساس کنم.
ز سودای سر آن زلف سرکش
پریشانم پریشانم پریشان
هوش مصنوعی: به خاطر آرزوی آن زلف بینظم و سرکش، در آشفتگی و پریشانی به سر میبرم.
من و صبر از فراقت حاش لله
هراسانم هراسانم هراسان
هوش مصنوعی: من و صبر از دوری تو بسیار نگران و آشفتهحالم، نگران و آشفتهحالم، نگران و آشفتهحالم.
ز محنت های هجران در وصالت
گریزانم گریزانم گریزان
هوش مصنوعی: از درد و رنج دوری از تو، در نزدیکیات میگریزم و از آن میگریزم و میگریزم.
چنان آسان چرا از دست دادی
گریبانم گریبانم گریبان
هوش مصنوعی: چطور به همین سادگی مرا از دست دادی؟ چرا اینقدر بیتوجهی کردی به من و احساسم؟
زکف مگذار اگر بازت رسد دست
به دامانم به دامانم به دامان
هوش مصنوعی: اگر موقعیتی پیش آمد که دوباره به من برسید، اجازه ندهید تا از دستتان برود.
بیا زنهار از آن سان تندخویی
مرنجانم مرنجانم مرنجان
هوش مصنوعی: بیا، خواهش میکنم با تندخویی و بدخلقیت من را ناراحت نکن. خواهش میکنم من را اذیت نکن.
چه بردریا جدا زانرو چه در دشت
به زندانم به زندانم به زندان
هوش مصنوعی: در هر جایی که هستم، چه در دریا و چه در دشت، احساس میکنم که در زندانم.
چو نی هردم پریشان در جدایی
خروشانم خروشانم خروشان
هوش مصنوعی: همچون نی که همیشه در درد فراق بیتاب و ناآرام است، من نیز در این حال و وضعیت هستم و درونم پر از احساسات متلاطم و شورانگیز است.