برگردان به زبان ساده
بیا بنگر سرشک اشکباران
که تا چون برده آب از اشک باران
هوش مصنوعی: بیا باغ را ببین که چگونه از باران پر از آب و ترنم شده است، گویی به خاطر اشکها و احساسات عمیق، همه جا را تر کرده است.
ز راز ما مگر آگه نکردند
بهر نام مرا کمتر ز یاران
هوش مصنوعی: شاید از رمز و راز ما کسی خبر نداده باشد، به همین خاطر نام من کمتر از دوستانم ذکر شده است.
خدا را تا ز هجرانم رهانی
مرا اول بکش زین جان نثاران
هوش مصنوعی: ای خدا، قبل از اینکه از دوری و جدایی رهایم کنی، ابتدا جانم را که برای تو فدای کردهام، از من بگیر.
به امیدی به پایت سر سپردم
که سایی پا به فرق سر سپاران
هوش مصنوعی: با امیدی سر به پای تو نهادم که سایهام بر سر خدمتهایم است.
اگر خواهی که نومیدت نمانند
ترحم کن براین امیدواران
هوش مصنوعی: اگر میخواهی که دیگران ناامید نشوند، بر روی کسانی که امیدوارند، مهربانی کن.
دل و دین تا به یک مجلس ببازند
در آ در خلوت پرهیزگاران
هوش مصنوعی: دل و ایمان در یک مجلس به راحتی به خطر میافتند و افراد پرهیزگار در خلوت خود از این موضوع دوری میکنند.
به جای باده بنهادی از آن لب
چه منت ها به دوش باده خواران
هوش مصنوعی: به جای شراب، لبان تو را انتخاب کردم و حالا چه بار سنگینی بر دوش کسانی که به شرابخوری مشغولند، قرار دادهام.
خرامت را خجل نبود اگر کبک
چرا ناید به شهر از کوهساران
هوش مصنوعی: اگر خرابت خراب باشد، جای خجالت نیست. چرا که اگر کبک از کوهها به شهر نیاید، آنچنان هم عجیب نیست.
ز بس کز خجلت قدت عرق ریخت
به گل شد پای سرو جویباران
هوش مصنوعی: به دلیل شرمندگی و افراطی که در عرق ریختن داشتی، قد و قامت تو به زیبایی گلهای کنار جویباران تبدیل شد.
مرا بس چهرت از بهر تماشا
گلستان را گذارم با هزاران
هوش مصنوعی: زیبایی چهرهات مرا وا میدارد که در هزاران گلستان به تماشا بایستم.
صفایی را ز زاری می کنی منع
غریق بحر کی ترسد ز باران
هوش مصنوعی: آیا وقتی در دریا غرق میشوی، از باران میترسی؟ یا اینکه وقتی دچار ناراحتی و نالهای میشوی، چگونه انتظار داری که احساس آرامش و صفا داشته باشی؟