برگردان به زبان ساده
راندی آخر چون سگ از درگاه خود با خواریم
مرحبا! دادی عجب پاداش خدمتکاریم
هوش مصنوعی: در نهایت به گونهای از خود رانده شدم که مانند سگی از درگاهت دور شدم. با این حال، برای من که خدمتگزار تو هستم، با ذلت و خاری، استقبال کردی. واقعاً عجب پاداشی است برای خدمتگزاری!
از توام جز حسرت و بیگانگی حاصل نرست
خوب آوری به جا شرط وفا و یاریم
هوش مصنوعی: از تو تنها حسرت و دوری به دست نیامده است، در حالی که انتظار دارم به وفاداری و دوستی ادامه دهی.
مشکلم زاری نکرد آسان به حکم آزمون
غمزهات خونخوارتر شد هر دم از خونباریم
هوش مصنوعی: مشکل من به راحتی حل نشد و به خاطر امتحان رفتار فریبندهات، هر لحظه زخمهایم عمیقتر و دردناکتر شد.
نازم آن دل کز غرور و قهر و نازت کم نشد
هر چه دیدی بیشتر عجز و نیاز و زاریم
هوش مصنوعی: دلم برای تو میتپد؛ اگرچه در مقابل زیبایی و غرور تو کوچک و عاجز هستم، اما هر چه بیشتر میبینمت، بیشتر از خودم بینهایت نیازمند و کوچکتر میشوم.
آب کو؟ طاقت کجا؟ چندم تحمل؟ صبر چون؟
سنگ و سندان نیستم آخر چه میپنداریم؟
هوش مصنوعی: آب توانایی زیادی ندارد، من نمیتوانم به اندازه سنگ و سندان صبر کنم. پس چرا فکر میکنیم که میتوانم به این شکل ادامه بدهم؟
تیرها کردی رها بر سینهام وانگه ز مهر
مرهمی نگذاشتی بر زخم های کاریم
هوش مصنوعی: تو تیرهایت را بر سینهام انداختی و سپس از محبت هیچ درمانی به زخمهای عمیق من نگذاشتی.
جز ارادت جز صفا جز مهربانی جز وفا
خود چه دیدی تا چنین خونین جگر میداریم
هوش مصنوعی: به جز عشق و صفا و مهربانی و وفاداری، چه چیزی را دیدهای که اینقدر دلزخم و غمگین هستیم؟
دل مقیم آستان، چشم از قفا، غم پیش روی
تن روان است از سر کویت به صد ناچاریم
هوش مصنوعی: دل در آستان چشمان تو قرار دارد و از پشت سر غم بر من حملهور است. تن من بیاختیار از سر خیابان تو میگذرد و به آنجا میرود.
شب خیالت در بغل، روز از فراقت در فغان
بارک الله مرحبا زان خواب و این بیداریم
هوش مصنوعی: در شب، خیال تو به آغوش روز آمده و از دوریات در دل غصه دارم. چه خوب که این خواب را دارم و این بیداری را.
شیر چرخم صید رو به آید ای آهو خرام
از سگان کوی خود یکبار اگر بشماریم
هوش مصنوعی: ای آهو، با ناز و عشوه از کوی خود بگذر و بر خرام. من به دنبال تو هستم و اگر بخواهی، سگان کوی تو را یکبار بشماریم.
در ره جانان صفایی زاری ما سهل بود
از دو لعلش می کشد اظهار آن بیزاریم
هوش مصنوعی: در مسیر محبوب، فدای عشق او شدن برای ما آسان بود، زیرا از دو لبش، نشان بیتابیام را میگیرد.