برگردان به زبان ساده
سیه مستی فراز آمد به راهم
که چشمش دل ربود از یک نگاهم
هوش مصنوعی: زنی زیبا و درخشان در مسیرم به چشمم آمد که با یک نگاهش دلم را ربود.
به دل کز وی غم آبادی است ویران
کشید از غمزه پی درپی سپاهم
هوش مصنوعی: دل من به خاطر غم و اندوهی که از او در دل دارم، مانند شهری ویران شده است. بارها و بارها در اثر نگاه او به این ویرانی دچار شدم.
نشاند از عضو عضو خود سراپای
چو چشم خویش بر خاک سیاهم
هوش مصنوعی: به هر کجای بدنم که نگاه میکنم، تمام وجودم را مانند چشمانم به زمین تیره مینگرم.
به محشر نیز از او نارم تظلم
که حق با اوست با چندین گواهم
هوش مصنوعی: در روز قیامت نیز از او شکایت نخواهم کرد، زیرا حق با اوست و شاهدان زیادی دارم.
هنوزش جان و سر خواهم به پا ریخت
چه غم کافکنده در پا دستگاهم
هوش مصنوعی: من هنوز هم برای او جان و سرم را به خطر میاندازم، چه تردیدی دارد که مانع پیشرفت من شده است؟
گرم بر سر نهد نام غلامی
کند فخر از غلامی پادشاهم
هوش مصنوعی: اگر نام یک خدمتگزار بزرگ بر سرم بگذارند، از اینکه غلام پادشاه هستم به خود میبالم.
به خاک آستانش فقر و خواری
از آن به کز برون تشریف و جاهم
هوش مصنوعی: در اینجا اشاره شده که در پیشگاه او، فقر و ذلت محو میشود و خود را از موقعیتهای پایین و نازل دور میکنم.
بدین خردی دریغ آن کنج لب نیست
چوخال از فتنه ی مژگان پناهم
هوش مصنوعی: به خاطر کمتری آنچه بر لب دارم، از فتنه و جذابیت مژههایم پنهان ماندهام.
نباشد غیر رسوایی دریغا
به سودای تو سودی ز اشک و آهم
هوش مصنوعی: به جز رسوایی چیزی ندارم، افسوس که در آرزوی تو، اشک و آه من هیچ ثمری ندارد.
صفایی نزد جانان سر فرو رفت
به جیب شرمساری از گناهم
هوش مصنوعی: در برابر محبوبم احساس شرمندگی کردم و سرم را به نشانهی عذرخواهی در جیب خجالت از گناهانم فرو بردم.
نخواهم دیده از خجلت گشودن
مگر فضل وی آید عذر خواهم
هوش مصنوعی: من به خاطر شرم از دیدن کسی در چشمش نگاه نخواهم کرد، مگر اینکه لطف او سبب عذرخواهیام شود.