برگردان به زبان ساده
بی تکلف دل ندارد هر که دلدارش نباشد
از حیاتش چیست حاصل هر که او یارش نباشد
هوش مصنوعی: هر کس که دلبر ندارد، بیدلیل و بیتکلف زندگی میکند. برای چه کسی که یار ندارد، زندگیاش سودی ندارد.
وصل گل را هر که نارد احتمال خار هجران
از دی و دی زین گلستان بهره جز خارش نباشد
هوش مصنوعی: هر کس که به وصل و پیوند گل امیدوار باشد، باید بداند که احتمال وجود خار و درد جدایی هم هست، و از زمانی که از این باغ دور شود، جز درد و رنج چیزی در انتظارش نخواهد بود.
زلف را لابد شکست است از پریشانی ولیکن
این سه فیروز افتد گرچه سردارش نباشد
هوش مصنوعی: موهای پریشان او نشان از درد دلش دارد، اما با این حال، این سه نفر به پیروزی خواهند رسید، حتی اگر فرماندهای نداشته باشند.
سرو بستانی که همسر می ستایندت به بالا
یک قدم همراه سروت پای رفتارش نباشد
هوش مصنوعی: درخت سروی که در باغ مورد تحسین قرار میگیرد، باید قدری بالاتر از آنچه هست، باشد و رفتار او نباید باعث نقص در شخصیتش شود.
گفتمش عذر رقیب است امشب بخواه از بزم گفتا
روز هم دارد خطرها گنج اگر مارش نباشد
هوش مصنوعی: به او گفتم که امشب به خاطر رقیب، از بزم چیزی نخواهی. او پاسخ داد که حتی روز هم خطراتی دارد. اگر گنجی باشد، باید مواظب مارها هم بود.
غنچه خاموشی گزید ازبی زبانی یا ز خجلت
پیش آن نوشین دهان یارای گفتارش نباشد
هوش مصنوعی: غنچه به دلیل ناتوانی یا شرم، تصمیم به سکوت میگیرد و نمیتواند در برابر زیبایی دهان یار چیزی بگوید.
پنجه افکندم به سیمین ساعدی کز خیل مژگان
رستم رویین تن افکن مرد پیکارش نباشد
هوش مصنوعی: دست خود را به بازوی نقرهای یکی از زیبایان انداختهام، زیرا در میان انبوه مژههایش، مردی از جنگجویان رستم با نیرویی بینظیر و جثهای بزرگ وجود ندارد.
بی جمالت بر صفایی روز روشن تیره شب شد
تا توهم خوابش نگردی بخت بیدارش نباشد
هوش مصنوعی: به خاطر نبودن زیبایی تو، در روشنایی روز هم حالتی تاریک و ناامیدکننده برقرار است. تا زمانی که تو در خواب رویاهای خود هستی، شانس و بخت خوب هم بیدار و فعال نخواهد بود.