برگردان به زبان ساده
مرا خود از سر کوی تو ترسم آب برد
وگرنه گریه من سبقت از سحاب برد
هوش مصنوعی: من از اینکه در کوی تو آب برود میترسم، ولی اگر این اتفاق نیفتد، اشکهای من از باران هم زودتر برمیخیزد.
رود به عشوه ی ساقی ز مغز پایه ی هوش
کجا ز دست مرا نشأه شراب برد
هوش مصنوعی: به خاطر جذبه و زیبایی ساقی، دیگر نمیدانم چه بر من میگذرد و چگونه شراب مرا تحت تأثیر قرار داده است.
شه احتساب نکردت به خون بی گنهان
عجب که ترک تو از محتسب حساب برد
هوش مصنوعی: ای شاه! چطور ممکن است که تو حساب بیگناهان را نمیکنی؟ جا دارد که بیاعتنایی تو از حسابکشان تعجبآور باشد.
فقیه کفر مرا گر به عدل فتوی داد
بدین عمل ز خدا اجر بی حساب برد
هوش مصنوعی: اگر فقیه به من حکم کفر بدهد و آن حکم را به خاطر عدالت صادر کند، این عمل موجب میشود که او از خدا پاداش بیحساب دریافت کند.
نهان و فاش به عهد تو خوبرو دگری
نه دین ز شیخ رباید نه دل ز شاب برد
هوش مصنوعی: در این شعر به این موضوع اشاره میشود که عشق و محبت نه تنها در خفا بلکه به صورت آشکار نیز وجود دارد. همچنین، اشاره به این است که تاثیرات عمیق عشق بر روی دل و ایمان انسان میتواند از معلمان و راهبران دینی نیز بیشتر باشد؛ به عبارت دیگر، عشق و زیباییهای آن میتواند انسان را به گونهای تحت تأثیر قرار دهد که هیچ چیز دیگری نتواند چنین تأثیری بگذارد.
مراست طالع بیدار و کوکبی فیروز
شبی که فکر توام از دو دیده خواب برد
هوش مصنوعی: سرنوشتم خوش یمن و ستارۀ من آسمانی است، در شبی که یاد تو مرا از خواب چشمانم بیدار کرده است.
چنان نبرد عتابش ز من سکون و ثبات
که لطفش از تن و جانم توان و تاب برد
هوش مصنوعی: نقد و سرزنش او به قدری شدید بود که من نتوانستم در برابرش آرام بمانم و محبتش به قدری قوی بود که تمام توان و انرژیام را از من گرفت.
صبا کجاست که عرض نیاز و ذوق حضور
یکی از جانب یاران به آن جناب برد
هوش مصنوعی: چرا بادی که به نرمی میوزد، نیست که پیام درخواست و شوق دیدار یکی از دوستان را به آن شخص برساند؟
گرم به قصد رهایی ز هجر خواهد کشت
به کیش من چه قدر زین گنه ثواب برد
هوش مصنوعی: اگر کسی بخواهد با نیت رهایی از غم جدایی، محبت و عشق را نابود کند، در حقیقت به مذهب من چه اندازه از این گناه بهرهمند میشود.
صفایی ازتف دل دست و خامه خواهدسوخت
اگر زعشق تو یک نکته درکتاب برد
هوش مصنوعی: اگر از عشق تو حتی یک نکته در دل و کتابم ثبت شود، جانم از آن شادی و روشنی خواهد گرفت و به شعف خواهد رسید.