برگردان به زبان ساده
تا نگردم غبار جولانت
برنخیزم ز طرف میدانت
هوش مصنوعی: تا زمانی که گرد و غبار حضورت را بر تن نکنم، از جایت بلند نخواهم شد.
سر ندارم دریغ از آن خم زلف
بازم این گوش را به چوگانت
هوش مصنوعی: من احساس رنج و حسرت میکنم که با آن گیسوی خمیدهات، سرم را نداشتم و این گوشم را به افسارت میسپارم.
تا نبوسم کمان و شست ترا
بر نگردم ز تیر مژگانت
هوش مصنوعی: تا زمانی که کمان و انگشت تو را نبوسم، از تیر چشمهای مژهدار تو بازنمیگردم.
سخت تر از دل تو جان من است
که نمردم به درد هجرانت
هوش مصنوعی: درد جدایی تو برای من خیلی سنگینتر از دل توست و به خاطر آن، هنوز زندهام.
تشنگان را سراغ آبی بود
که نمردند در بیابانت
هوش مصنوعی: تشنگان دنبال آبی هستند که در بیابان تو، زنده بمانند و از تشنگی نمیرند.
مفشان از غبار من که بود
منتی بر سرم ز دامانت
هوش مصنوعی: مبادا از غبار من بپاشی که بر من منت داری، چون تو دامانت را بر سرم نهادهای.
نیست قید تعلقم بر پای
مگر از گیسوی پریشانت
هوش مصنوعی: علاقه و وابستگیام تنها به خاطر گیسوان آشفتهات است و هیچ چیز دیگری مرا دست و پا گیر نکرده است.
نقشت از دیده کی رود که هنوز
هست در دل نشان پیکانت
هوش مصنوعی: چطور میتوان تصویری که در نظر دارم از یادم برود، وقتی که هنوز نشانهای از تو در دل من باقی مانده است؟
من صفایی بدان امید که باز
نرود در هوای جانانت
هوش مصنوعی: به خاطر آرامش و خوشی که در امید به بازگشت تو دارم، از عشق و اشتیاق به تو دست نمیکشم.
دل و دینت ز کف گرفته و باز
کار دارد هنوز با جانت
هوش مصنوعی: دل و دینت از دستت رفته و هنوز جانت با کارهایش درگیر است.